چهارشنبه 14 بهمن 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

مطلبی که اکنون می نگارم سوالی بیش نیست. نمی دانم این سوال را از چه کسی باید بپرسم. از شهردار، فرماندار یا .... اما می دانم جوابش برای من و تمامی همشهریانم حیاتی است.

امروز صبح یکی از دوستان اصفهانی ام با من تماس گرفت و گفت این چشمه لادر که اینقدر از آن تعریف می کنید که جزء مناطق نظامی است!!!

من با تعجب موضوع را انکار کردم ولی وقتی داستان را برایم تعریف کرد من را دچار ابهام نمود.

داستان از این قرار است که امروز دوستم با یک اتوبوس از دانشجویان دختر راهی چشمه لادر می شوند. در آنجا یکی از برادران سپاهی از ورود آنها به محوطه چشمه اصلی جلوگیری می کند و سپس آنها را به چشمه فرعی راهنمایی می کند و پس از آن، آنها را به کوه صفه می فرستد.

جالب اینجاست که طبق شنیده هایم این برادران، از صخره های چشمه اصلی جهت صخره نوردی استفاده می کنند و سوراخ های متعددی بر روی آن ایجاد کرده اند.

این مطلب را قبلا از چندین نفر شنیده بودم که در روزهای خاصی چنین اتفاقاتی رخ داده است ولی هرگز باور نکرده بودم.

و تنها یک سوال باقی می ماند: آیا تنها چشمه معروف خمینی شهر هم به تدریج و آرام آرام به مناطق نظامی که در این شهر کم نیستند تبدیل خواهد شد؟

در این شهر چه کسی پاسخگوی سوال منست؟



چهارشنبه 9 دی 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

کروبی و موسوی و خاتمی                             اعدام باید گردند

در تظاهرات (راهپیمایی) خمینی شهر چه گذشت؟

اخبار جالب این واقعه را در ادامه مطلب بخوانید.



ادامه مطلب
سه شنبه 8 دی 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

باسمه تعالی

این روزها خمینی شهر، شهر عاشقان امام حسین (ع)، غمی بزرگ را در سینه خود احساس می کند و علاوه بر مصیبت شهادت سالار شهیدان، باید بر غم اهانت به دین و امامت نیز صبوری نماید.   

در پی اتفاقات دردناک اخیر در تهران، وب سایت سده (خمینی شهر)، اغتشاشات و اهانت عده ای مزدور امریکایی و انگلیسی به قرآن کریم و بی حرمتی نسبت به امام حسین (ع) را محکوم کرده و مانند سایر شیعیان ایران اسلامی، خواستار برخورد قاطع مسئولین امر با متجاوزان به دین، آزادی، نوامیس مردم و بیت المال می باشد و هرگونه ترحم نسبت به متجاوزان را سبب گستاخی بیشتر ایشان و کشیده شدن دامنه ناامنی ها به سایر شهر ها می داند.

امید می رود مسئولین امر، با برخورد سریع و قاطع خود در مقابل اعمال زشت منافقان وهابی صفت، مرهمی بر دل محبان اهل بیت (ع)، بویژه مردم شهیدپرور خمینی شهر بنهند. والسلام



جمعه 4 دی 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

با سلام

در این پست برخلاف پست های قبلی دوست داریم خواننده مطالب شما گرامیان پیرامون عزاداری های مردم خمینی شهر باشیم.

شما با کدام یک از عزاداری های مردم خمینی شهر موافق هستید و کدامیک را مناسب نمی دانید؟ چرا؟

لطفا نظر خود را در قسمت نظرات درج نمایید. طبیعی است که نظرات توهین آمیز و فاقد استدلال حذف خواهند شد.



پنجشنبه 3 دی 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت یكایك شما همشهریان عزیز و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان .
همانطوریكه از تیتر متن متوجه شدید جوانان غیور شهرمان افتخاری دیگر را برای دیارشان به ارمغان آورده اند.
تیم طراحی و پرنده های هوشمند بدون سرنشین خمینی شهر در یازدهمین جشنواره خوارزمی موفق به كسب رتبه ی اول این جشنواره شد.
در مراسم تجلیل از برگزیدكان یازدهمین جشنواره جوان خوارزمی كه در سال اجلاس سران كشور های اسلامی و با حضور وزیر علوم و تحقیقات و فناوری ، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش برگزار شد ، تیم طراحی و پرنده های هوشمند بدون سرنشین دانشگاه آزاد اسلامی خمینی شهر موفق به دریافت تندیس بلورین و لوح تقدیر شد.
در دومین مسابقات روباتیك خوارزمی قریب به 357 نفر در قالب 283 تیم در دو بخش دانشجویی و آزاد شركت كردند كه در پایان ، تیم دانشگاه آزاد اسلامی خمینی شهر توانست مقام اول این دوره از مسابقات را به خود اختصاص دهد.


پنجشنبه 3 دی 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

باسلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام عزاداری سالار شهیدان امام حسین (ع) با یک خبر در خدمت شما هستیم.
امروز صبح در ساعت 9:05 صبح در رو برو ی پارک پیروزی به علت سهل انگاری موتور سوار دچار آتش سوزی شد که توسط مردم و مامورین آتش نشانی آتش مهار شد و خوشبختانه به کسی آسیب نرسید.

 

پنجشنبه 3 دی 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

داشتم از یکی از کوچه های کاه گلی و قدیمی رد می شدم که منظره یک خانه قدیمی که هنوز پا بر جا بود نظر مرا به خودش جلب کرد.
برایم جالب بود بدانم این 2سکوی دو طرف در ب خانه، به خاطر چیست؟
از پیر مردی که در آن نزدیکی مغازه داشت سوال کردم  و در جواب شنیدم که در قدیم هنگام غروب که هوا دلگیر میشد و زن و مرد هر دو از کار روزانه فارغ می شدند به بیرون خانه می آمدند و روی این سکوها نشسته تا خستگی یک روز را از تن بیرون کرده و همچنین حوصله آنها بیاید.

سکوهای خانه های قدیمی خمینی شهر

شاید از این مناظر در شهری همچون شهرستان خمینی شهر که یک شهریست با بافت قدیمی کم نباشد و شاید بارها از کنار آنها بی تفاوت رد شده ایم بی آنکه برایمان جالب باشد ولی بیایید کمی با دقت بیشتر نگاه کنیم که در گذشته پدربزگ ها و مادر بزرگ های ما در کجا ها و چگونه زندگی می کرده اند،صفا و صمیمیت و در عین حال سادگی گذشته را می توان در همین بنا ها یافت کرد، بدون اغراق باید گفت خوش به حال آنها که این قدر ساده می زیسته اند و خود را پایبند این همه تجملات نکرده بودند، زنها نیز پا به پای مردها کار می کردند تا چرخ زندگی بچرخد به قول همان پیرمرد: زن به کار و مرد به کار تا بچرخد روزگار.



دوشنبه 23 آذر 1388 نوشته شده توسط سلمان

ابتدا از این كه مدتی در خدمت شما نبودم عذرخواهی می كنم و امیدوارم بیشتر بتوانم در این وبلاگ جمعی فعالیت نمایم

 

چند روزی بیشتر به آغاز محرم نمانده است. شهر حالت غریبی دارد. انگار دوباره شهرمان آبستن حوادث خواهد شد.

مسئولینی كه فریاد "فرهنگ سازی"شان به آسمان است در این یك سال كار فرهنگی نكرده اند. كار فرهنگی فقط توجیه نیست. كار فرهنگی تهدید نیست. كار فرهنگی فقط تعهد گرفتن نیست. نمی دانیم چه می خواهیم و فقط سخن می گوییم

ذهن ها دیگر فقط به صبح عاشورا منعطف نیست . حالا دیگر همه می خواهند بدانند روز هفتم محرم در آدریان چه خواهد شد و این فقط از نتایج بی تدبیری است...

مسئولین امسال چه می خواهند بكنند؟ آیا باز هم برخورد همراه با خشونت گزینه اول است یا خیر؟ آیا روش آزمایش شده باز هم قرار است آزمایش شود؟؟!!

فقط هر كاری می كنیم یادمان باشد حمید رضایی دیگری تكرار نشود......



یکشنبه 22 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
یکشنبه 15 آذر 1388 نوشته شده توسط امیر پریشانی

به گفته " ابراهیم ملایی "  شهرستان خمینی شهر با برخورداری از هشت کتابخانه عمومی دارای یکصد هزار جلد کتاب است.
وی اظهار داشت: کتابخانه های " کوثر آدریان " و " الغدیر " تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی شهرستان خمینی شهر بعنوان کتابخانه های برتر استان اصفهان و شهرستان انتخاب شده اند.
ملایی از اجرای طرح بزرگ " صدور کارت همراه کتاب " در کتابخانه های خمینی شهر خبر داد و گفت: متقاضیان کتاب از طریق عضویت در این طرح می توانند بدون پرداخت حق عضویت از کلیه کتابخانه های تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی شهرستان استفاده کنند.
به گفته وی تا کنون بیش از یک هزارنفر در شهرستان خمینی شهر در طرح مذکور عضو شده اند .
ملایی با اشاره به اجرای طرح " کتاب من " تصریح کرد: متقاضیانی که کتب درخواستی آنها در لیست کتابخانه ها موجود نیست نیز می توانند با ثبت نام اینترنتی از طریق سایت نهاد کتابخانه های عمومی کشور ، کتاب مورد نظر خود را درخواست و بعد از 15 روز آن را دریافت کنند.


چهارشنبه 11 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.      



یکشنبه 8 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

با سلام خدمت همه همشهریان عزیز سده ای
امروز با خبری تاسف آور در  خدمت شما هستیم . چندی است که مطلع شدیم یکی از بنا های تاریخی شهرمان به نام خانه میرعنایت واقع در بلوار توحید توسط اشخاص ناشناس ! تخریب شده است. این خود هم جای تاسف دارد و هم جای سوال . اول جای تاسف دارد که در شهری با قدمت چندین ساله را با بی رحمی زیاد به خاطر منافع شخصی خراب می کنند و جای سوال دارد که چرا شهر ما اولا سازمانی با نام میراث فرهنگی ندارد و ثانیا چرا هیچ کس به خاطر چنین اعمالی نه اعتراض می کند نه پاسخ گو است ؟ حال نباید حراست از چنین منابع فرهنگی به گونه ای باشد که شایسته میراث ما باشد و دیگر کسی به خود اجازه ندهد که به آن صدمه وارد کند و آیا این زیباست که شهر ما در همه محافل مورد توهین و مسخره قرار گیرد!



شنبه 30 آبان 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

هنوز کم نیستند کسانی که آن را چهار راه غریب خان می نامند. بعدها فلکه شهرداری و سپس به نام مبارک امام حسین (ع) مزین و میدان امام حسین نامیده شد.

اکنون اما نه چیزی از میدانش باقی مانده و نه چیزی از نام مبارک امام حسین (ع) که زمانی در وسط میدان تعبیه شده بود. میدانی که حتی در شلوغ ترین ساعات و شلوغ ترین روزها (دوشنبه ها) ترافیک نسبتا روانی را شاهد بود اکنون به چهار راه غریبه ای تبدیل گشته که در ساعات پر رفت و آمد، ترافیک سنگینی را ایجاد می کند و احتمال بروز تصادفات را به شدت افزایش می دهد.

از طرفی اگر به وضعیت خیابان شهید صدوقی (یا همان شهرداری سابق) نظری بیفکنیم ویرانه ای را می بینیم که بیشتر به ویرانه های جنگ تحمیلی در شهرهای آبادان و خرمشهر شباهت دارد.

در اینجا قصد متهم کردن شخص، نهاد یا سازمان خاصی را نداریم اما شنیده ها حاکی از آن است که دلیل اصلی بوجود آوردن چنین شرایط سختی برای مردم این خیابان به ستوه آوردن ایشان جهت توافق با شهرداری بر سر خانه و مغازه ها جهت تعریض خیابان شهرداری می باشد.

هرچند موافق اصلی توافق شهروندان با شهرداری جهت تعریض این خیابان هستیم اما متوسل شدن به هر روش ممکن جهت اجبار مردم به این امر را عقلا و شرعا نادرست می دانیم.

همگان می دانیم که درون خانه های تخریب شده این خیابان چاه های پرنشده ای وجود دارد که جان کودکان و حتی بزرگسالانی که از این مناطق عبور می کنند را تهدید می کند.

پیاده روهای این خیابان اصلا وضعیت خوبی ندارند و در فصل بارش برف و باران می توانند سلامتی کودکان دبستانی مردم را به خطر بیندازند.

گرد و خاک ناشی از خانه های تخریب شده سایرین را دچار مشکل کرده است. اغلب مردم بلاتکلیف هستند و بین دوراهی ماندن و زجر کشیدن و رفتن و گذشتن از حق و حقوق خود درمانده اند.

متاسفانه اخباری که به گوش می رسد حاکی است مسئولین شهرداری خمینی شهر بیان کرده اند که نسبت به همه این مشکلات واقفند و این مشکلات را برای کوچ دادن مردم از این خیابان ضروری می دانند.

این حق را برای مسئولین محترم شهرداری محفوظ می دانیم که نظرات خود را در مورد این مسائل به طور شفاف از طریق همین رسانه به اطلاع مردم برسانند و از خود دفاع نمایند و یا باسکوت خود این مسائل تلخ را تائید کنند تا مردم چهره حقیقی مسئولین خود را بهتر درک کنند.

به هرحال؛ اکنون، مردم خیابان شهید صدوقی از چهارراه غریب خان نیز غریب ترند.  



پنجشنبه 23 مهر 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

سلام و درود محضر گرامی همشهریان عزیز سده ای!

پس از چندی دوری از شما دوستان دوباره محضرتون حاضر شدم تا ادامه تاریخ مبارزاتی شهرستان را ادامه بدم.(این قصه سر دراز دارد)

در پی مبارزه ی رضا شاه با روحانیت و حوزه های علمیه مردم مسلمان و غیور و متعصب خمینی شهر (سده) در آن دوران خفقان (رضا شاه پهلوی) و روزگار "استبداد و دیکتاتوری رضاخانی با شیوه های دقیق ومتین بدون درگیری و تشنج آفرینی از روحانیت دفاع کردند و با دستگاه حاکمه مبارزه آرام و بی سر و صدا نمودند و به نتیجه ی کامل هم رسیدند و دشمن را سرگردان و نقشه آنان را خنثی نمودند.
1- عده ای از جوانان متدین داوطلب شدند به طور نوبتی در هر شبانه روز ساعاتی را در منزل روحانی حضور داشته باشند و از وی حفاظت کنند ، به طوریکه هر ساعتی از شبانه روز کسی به منزل او میرفت ، جمعی از جوانان مومن و غیور را در خانه ی روحانی محل میدید و ارادت و علاقه ی مردم را نسبت به روحانیت و دستگاه دینی مشاهده و لمس میکرد.
2- در خیابان ها و کوچه ها هر روحانی و عمامه به سری میدیدند با عشق و محبت از جای خو بلند میشدند و سر اپا می ایستادند و دست به سینه با صدای بلند و رسا سلام میکردند و صلوات میفرستادند و دست او را میبوسیدند و حتی کسانی هم که در مغازه ها بودند بیرون می آمدند و از او استقبال میکردند
3-اگر روحانی میخواست به مجلس جشن یا روضه ای برود عده ای از پیرمردان موجه و ریش سفیدان و برگزار کنندگان مجلس به استقبال آن روحانی میرفتند و با ابهت و تجلیل او را وارد مجلس میکرند و ثانیا هنگام ورود به مجلس جمعیت حاضر یکجا همه به پا میخواستند و بلند میشدند و آن مرد را در آغوش محبت خود جای میدادند و سپس یکی یکی در مقابل او مینشستند و با او مصافحه مینمودند و دست او را میبوسیدند و احوال پرسی میکردند ثالثا بزرگ و مجری مجلس به مجرد ورود آن عالم و هیئت همراه او با صدای بلند میگفت برای سلامتی علما و نابودی دشمنان اسلام صلوات بفرستید ، در این هنگام جمعیت حاضر با صدای رسا صلوات میفرستادند و بدین وسیله ارادت و عشق خود را به علما و بغض و دشمنی خود را نسبت به مخالفانشان ابراز میداشتند.
4-علما محل عده ای از جوانان ظاهر الصلاح و متدین را آموزش داده بودند و به لباس روحانیت ملبس کرده بودند و در مساجد به عنوان امام جماعت نصب نموده بودند و اگر مامورین رضا شاه یکی را دستگیر میکردند بلافاصله فرد دیگری را به جای او به مسجد میفرستادند به طوریکه در تمام مساجد بزرگ و کوچک سده سه وقت نماز جماعت بر پا میشد و هیچگاه مساجد شهر از جماعت خالی نبود.
5- مردم مسلمان و غیور شهر سده مقید شدند که در هنگام اقامه ی نماز جماعت در مساجد حضور فعال و چشمگیر داشته باشند بطوریکه تمام مسجد هنگام اقامه ی نماز جماعت مملو از جمعیت بود و گاهی در کوچه ها هم صف کشیده میشد.
6- هنگام ورود یک روحانی در اتومبیل اگر جای نشستن نبود چند نفر به احترام او میخواستند و جای خود را به او میدادند و برای سلامتی علما صلوات میفرستادند و در هنگام پیاده شدن هم کرایه ی او را میدادند و گاهی برای دادن کرایه ی او مسابقه میگذاشتند و بر یکدیگر پیش دستی میگرفتند.
البته کم و بیش هنوز این برنامه ی عاطفی و اسلامی در این شهرستان اعمال میگردد ولی آن زمان مقید به انجام این اعمال بودند و ترک نمیکردند و همین تظاهرات دینی مردم خمینی شهر دشمن جنایتکار را خسته کرد و دچار یاس و ناامیدی شدند و نتیجتا حریم مقدس روحانیت از مکر دشمنان در این شهر محفوظ ماند و این افتخار برای خمینی شهر در تاریخ به عنوان یک برگ زرین و نقطه ی نورانی ثبت گردید."
رونوشت از کتاب " خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت " نوشته ی سید باقر میردامادی



چهارشنبه 15 مهر 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

      دو هفته نامه فرهنگی و اجتماعی شهرستان خمینی شهر (فرصت)در شماره هفتم خود در مقاله ای به نام
(خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم) این گونه نوشت:

      ((شهرستان خمینی شهر با داشتن 50 هزار دانش آموز و 300 آموزشکاه از مناطق پر جمعیت دانش آموزی استان است)).محسن صرامی رئیس آموزش و پرورش خمینی شهر که در جلسه ی شورای اداری شهرستان سخن می گفت،با بیان این مطلب خواستار همکاری مسئولان استان و خیّران  مدرسه ساز در رفع مشکلات آموزشی شهر شد.وی با بیان اینکه مدارس قدیمی با بافت فرسوده از معضلات آموزشی شهرستان است.از افتتاح چند واحد آموزشی در کوشک و اندوان در مهرماه خبر داد. مدرسه((ایران)) با اعتبار سه میلیارد و چهارصد میلیون ریال با مساعدت خیّر مدرسه ساز یدا...مهرابی،مدرسه ((داورپناه)) اندوان با اعتبار دو میلیارد و چهارصد میلیون ریال با مساعدت خیّر مدرسه ساز محمد تقی داورپناه ورزشگاه شهید بهشتی از این جمله پروژه هاست.صرامی در ادامه سخنان خود با اشاره به مناطق جدید شهر ، منطقه منظریه را با وجود مهاجران زیاد، منطقه ی پرجمعیتی دانست که دچار کمبودآموزشگاه های لازم است. وی با اشاره به همکاری پنج هزار فرهنگی در مدارس خمینی شهر ، درچه و کوشک از تلاش برای ایجاد یک مرکز تفریحی_رفاهی جهت رفاه خانواده فرهنگیان خبر داد.

» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
» خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم
» خانه سرتیپ سدهی
» زیست محیطی
» گاف بزرگ شبکه اصفهان
» مجوز بلند مرتبه سازی برای دومین شهر پرتراکم کشور صادر شد.
» سومین برگ زرین***نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی***بخش اول
» پارک کوهستانی سابق
» انعکاس در انعکاس 2
» سانحه رانندگی
» دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر *** مبارزه با بابیت و بهائیت
» طرح مسکن مهر در خمینی شهر با بی مهری مسئولان مواجه شده است .
» سید محمد جواد ابطحی و جلسه روز چهارشنبه شورای اداری
» نتایج نظرسنجی شماره 2 وب سایت خمینی شهر
» خدمت معکوس!!
» یک قدم دیگر برای سکوت!!
» انوشیروان تا صنعتی
1 2 3 4 5 6
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<