تبلیغات
وب سایت تخصصی شهرستان خمینی شهر (سده)

   


پنجشنبه 3 دی 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

باسلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام عزاداری سالار شهیدان امام حسین (ع) با یک خبر در خدمت شما هستیم.
امروز صبح در ساعت 9:05 صبح در رو برو ی پارک پیروزی به علت سهل انگاری موتور سوار دچار آتش سوزی شد که توسط مردم و مامورین آتش نشانی آتش مهار شد و خوشبختانه به کسی آسیب نرسید.

 

پنجشنبه 3 دی 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

داشتم از یکی از کوچه های کاه گلی و قدیمی رد می شدم که منظره یک خانه قدیمی که هنوز پا بر جا بود نظر مرا به خودش جلب کرد.
برایم جالب بود بدانم این 2سکوی دو طرف در ب خانه، به خاطر چیست؟
از پیر مردی که در آن نزدیکی مغازه داشت سوال کردم  و در جواب شنیدم که در قدیم هنگام غروب که هوا دلگیر میشد و زن و مرد هر دو از کار روزانه فارغ می شدند به بیرون خانه می آمدند و روی این سکوها نشسته تا خستگی یک روز را از تن بیرون کرده و همچنین حوصله آنها بیاید.

سکوهای خانه های قدیمی خمینی شهر

شاید از این مناظر در شهری همچون شهرستان خمینی شهر که یک شهریست با بافت قدیمی کم نباشد و شاید بارها از کنار آنها بی تفاوت رد شده ایم بی آنکه برایمان جالب باشد ولی بیایید کمی با دقت بیشتر نگاه کنیم که در گذشته پدربزگ ها و مادر بزرگ های ما در کجا ها و چگونه زندگی می کرده اند،صفا و صمیمیت و در عین حال سادگی گذشته را می توان در همین بنا ها یافت کرد، بدون اغراق باید گفت خوش به حال آنها که این قدر ساده می زیسته اند و خود را پایبند این همه تجملات نکرده بودند، زنها نیز پا به پای مردها کار می کردند تا چرخ زندگی بچرخد به قول همان پیرمرد: زن به کار و مرد به کار تا بچرخد روزگار.



دوشنبه 23 آذر 1388 نوشته شده توسط سلمان

ابتدا از این كه مدتی در خدمت شما نبودم عذرخواهی می كنم و امیدوارم بیشتر بتوانم در این وبلاگ جمعی فعالیت نمایم

 

چند روزی بیشتر به آغاز محرم نمانده است. شهر حالت غریبی دارد. انگار دوباره شهرمان آبستن حوادث خواهد شد.

مسئولینی كه فریاد "فرهنگ سازی"شان به آسمان است در این یك سال كار فرهنگی نكرده اند. كار فرهنگی فقط توجیه نیست. كار فرهنگی تهدید نیست. كار فرهنگی فقط تعهد گرفتن نیست. نمی دانیم چه می خواهیم و فقط سخن می گوییم

ذهن ها دیگر فقط به صبح عاشورا منعطف نیست . حالا دیگر همه می خواهند بدانند روز هفتم محرم در آدریان چه خواهد شد و این فقط از نتایج بی تدبیری است...

مسئولین امسال چه می خواهند بكنند؟ آیا باز هم برخورد همراه با خشونت گزینه اول است یا خیر؟ آیا روش آزمایش شده باز هم قرار است آزمایش شود؟؟!!

فقط هر كاری می كنیم یادمان باشد حمید رضایی دیگری تكرار نشود......



یکشنبه 22 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
یکشنبه 15 آذر 1388 نوشته شده توسط امیر پریشانی

به گفته " ابراهیم ملایی "  شهرستان خمینی شهر با برخورداری از هشت کتابخانه عمومی دارای یکصد هزار جلد کتاب است.
وی اظهار داشت: کتابخانه های " کوثر آدریان " و " الغدیر " تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی شهرستان خمینی شهر بعنوان کتابخانه های برتر استان اصفهان و شهرستان انتخاب شده اند.
ملایی از اجرای طرح بزرگ " صدور کارت همراه کتاب " در کتابخانه های خمینی شهر خبر داد و گفت: متقاضیان کتاب از طریق عضویت در این طرح می توانند بدون پرداخت حق عضویت از کلیه کتابخانه های تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی شهرستان استفاده کنند.
به گفته وی تا کنون بیش از یک هزارنفر در شهرستان خمینی شهر در طرح مذکور عضو شده اند .
ملایی با اشاره به اجرای طرح " کتاب من " تصریح کرد: متقاضیانی که کتب درخواستی آنها در لیست کتابخانه ها موجود نیست نیز می توانند با ثبت نام اینترنتی از طریق سایت نهاد کتابخانه های عمومی کشور ، کتاب مورد نظر خود را درخواست و بعد از 15 روز آن را دریافت کنند.


چهارشنبه 11 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.      



یکشنبه 8 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

با سلام خدمت همه همشهریان عزیز سده ای
امروز با خبری تاسف آور در  خدمت شما هستیم . چندی است که مطلع شدیم یکی از بنا های تاریخی شهرمان به نام خانه میرعنایت واقع در بلوار توحید توسط اشخاص ناشناس ! تخریب شده است. این خود هم جای تاسف دارد و هم جای سوال . اول جای تاسف دارد که در شهری با قدمت چندین ساله را با بی رحمی زیاد به خاطر منافع شخصی خراب می کنند و جای سوال دارد که چرا شهر ما اولا سازمانی با نام میراث فرهنگی ندارد و ثانیا چرا هیچ کس به خاطر چنین اعمالی نه اعتراض می کند نه پاسخ گو است ؟ حال نباید حراست از چنین منابع فرهنگی به گونه ای باشد که شایسته میراث ما باشد و دیگر کسی به خود اجازه ندهد که به آن صدمه وارد کند و آیا این زیباست که شهر ما در همه محافل مورد توهین و مسخره قرار گیرد!



شنبه 30 آبان 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

هنوز کم نیستند کسانی که آن را چهار راه غریب خان می نامند. بعدها فلکه شهرداری و سپس به نام مبارک امام حسین (ع) مزین و میدان امام حسین نامیده شد.

اکنون اما نه چیزی از میدانش باقی مانده و نه چیزی از نام مبارک امام حسین (ع) که زمانی در وسط میدان تعبیه شده بود. میدانی که حتی در شلوغ ترین ساعات و شلوغ ترین روزها (دوشنبه ها) ترافیک نسبتا روانی را شاهد بود اکنون به چهار راه غریبه ای تبدیل گشته که در ساعات پر رفت و آمد، ترافیک سنگینی را ایجاد می کند و احتمال بروز تصادفات را به شدت افزایش می دهد.

از طرفی اگر به وضعیت خیابان شهید صدوقی (یا همان شهرداری سابق) نظری بیفکنیم ویرانه ای را می بینیم که بیشتر به ویرانه های جنگ تحمیلی در شهرهای آبادان و خرمشهر شباهت دارد.

در اینجا قصد متهم کردن شخص، نهاد یا سازمان خاصی را نداریم اما شنیده ها حاکی از آن است که دلیل اصلی بوجود آوردن چنین شرایط سختی برای مردم این خیابان به ستوه آوردن ایشان جهت توافق با شهرداری بر سر خانه و مغازه ها جهت تعریض خیابان شهرداری می باشد.

هرچند موافق اصلی توافق شهروندان با شهرداری جهت تعریض این خیابان هستیم اما متوسل شدن به هر روش ممکن جهت اجبار مردم به این امر را عقلا و شرعا نادرست می دانیم.

همگان می دانیم که درون خانه های تخریب شده این خیابان چاه های پرنشده ای وجود دارد که جان کودکان و حتی بزرگسالانی که از این مناطق عبور می کنند را تهدید می کند.

پیاده روهای این خیابان اصلا وضعیت خوبی ندارند و در فصل بارش برف و باران می توانند سلامتی کودکان دبستانی مردم را به خطر بیندازند.

گرد و خاک ناشی از خانه های تخریب شده سایرین را دچار مشکل کرده است. اغلب مردم بلاتکلیف هستند و بین دوراهی ماندن و زجر کشیدن و رفتن و گذشتن از حق و حقوق خود درمانده اند.

متاسفانه اخباری که به گوش می رسد حاکی است مسئولین شهرداری خمینی شهر بیان کرده اند که نسبت به همه این مشکلات واقفند و این مشکلات را برای کوچ دادن مردم از این خیابان ضروری می دانند.

این حق را برای مسئولین محترم شهرداری محفوظ می دانیم که نظرات خود را در مورد این مسائل به طور شفاف از طریق همین رسانه به اطلاع مردم برسانند و از خود دفاع نمایند و یا باسکوت خود این مسائل تلخ را تائید کنند تا مردم چهره حقیقی مسئولین خود را بهتر درک کنند.

به هرحال؛ اکنون، مردم خیابان شهید صدوقی از چهارراه غریب خان نیز غریب ترند.  



پنجشنبه 23 مهر 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

سلام و درود محضر گرامی همشهریان عزیز سده ای!

پس از چندی دوری از شما دوستان دوباره محضرتون حاضر شدم تا ادامه تاریخ مبارزاتی شهرستان را ادامه بدم.(این قصه سر دراز دارد)

در پی مبارزه ی رضا شاه با روحانیت و حوزه های علمیه مردم مسلمان و غیور و متعصب خمینی شهر (سده) در آن دوران خفقان (رضا شاه پهلوی) و روزگار "استبداد و دیکتاتوری رضاخانی با شیوه های دقیق ومتین بدون درگیری و تشنج آفرینی از روحانیت دفاع کردند و با دستگاه حاکمه مبارزه آرام و بی سر و صدا نمودند و به نتیجه ی کامل هم رسیدند و دشمن را سرگردان و نقشه آنان را خنثی نمودند.
1- عده ای از جوانان متدین داوطلب شدند به طور نوبتی در هر شبانه روز ساعاتی را در منزل روحانی حضور داشته باشند و از وی حفاظت کنند ، به طوریکه هر ساعتی از شبانه روز کسی به منزل او میرفت ، جمعی از جوانان مومن و غیور را در خانه ی روحانی محل میدید و ارادت و علاقه ی مردم را نسبت به روحانیت و دستگاه دینی مشاهده و لمس میکرد.
2- در خیابان ها و کوچه ها هر روحانی و عمامه به سری میدیدند با عشق و محبت از جای خو بلند میشدند و سر اپا می ایستادند و دست به سینه با صدای بلند و رسا سلام میکردند و صلوات میفرستادند و دست او را میبوسیدند و حتی کسانی هم که در مغازه ها بودند بیرون می آمدند و از او استقبال میکردند
3-اگر روحانی میخواست به مجلس جشن یا روضه ای برود عده ای از پیرمردان موجه و ریش سفیدان و برگزار کنندگان مجلس به استقبال آن روحانی میرفتند و با ابهت و تجلیل او را وارد مجلس میکرند و ثانیا هنگام ورود به مجلس جمعیت حاضر یکجا همه به پا میخواستند و بلند میشدند و آن مرد را در آغوش محبت خود جای میدادند و سپس یکی یکی در مقابل او مینشستند و با او مصافحه مینمودند و دست او را میبوسیدند و احوال پرسی میکردند ثالثا بزرگ و مجری مجلس به مجرد ورود آن عالم و هیئت همراه او با صدای بلند میگفت برای سلامتی علما و نابودی دشمنان اسلام صلوات بفرستید ، در این هنگام جمعیت حاضر با صدای رسا صلوات میفرستادند و بدین وسیله ارادت و عشق خود را به علما و بغض و دشمنی خود را نسبت به مخالفانشان ابراز میداشتند.
4-علما محل عده ای از جوانان ظاهر الصلاح و متدین را آموزش داده بودند و به لباس روحانیت ملبس کرده بودند و در مساجد به عنوان امام جماعت نصب نموده بودند و اگر مامورین رضا شاه یکی را دستگیر میکردند بلافاصله فرد دیگری را به جای او به مسجد میفرستادند به طوریکه در تمام مساجد بزرگ و کوچک سده سه وقت نماز جماعت بر پا میشد و هیچگاه مساجد شهر از جماعت خالی نبود.
5- مردم مسلمان و غیور شهر سده مقید شدند که در هنگام اقامه ی نماز جماعت در مساجد حضور فعال و چشمگیر داشته باشند بطوریکه تمام مسجد هنگام اقامه ی نماز جماعت مملو از جمعیت بود و گاهی در کوچه ها هم صف کشیده میشد.
6- هنگام ورود یک روحانی در اتومبیل اگر جای نشستن نبود چند نفر به احترام او میخواستند و جای خود را به او میدادند و برای سلامتی علما صلوات میفرستادند و در هنگام پیاده شدن هم کرایه ی او را میدادند و گاهی برای دادن کرایه ی او مسابقه میگذاشتند و بر یکدیگر پیش دستی میگرفتند.
البته کم و بیش هنوز این برنامه ی عاطفی و اسلامی در این شهرستان اعمال میگردد ولی آن زمان مقید به انجام این اعمال بودند و ترک نمیکردند و همین تظاهرات دینی مردم خمینی شهر دشمن جنایتکار را خسته کرد و دچار یاس و ناامیدی شدند و نتیجتا حریم مقدس روحانیت از مکر دشمنان در این شهر محفوظ ماند و این افتخار برای خمینی شهر در تاریخ به عنوان یک برگ زرین و نقطه ی نورانی ثبت گردید."
رونوشت از کتاب " خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت " نوشته ی سید باقر میردامادی



چهارشنبه 15 مهر 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

      دو هفته نامه فرهنگی و اجتماعی شهرستان خمینی شهر (فرصت)در شماره هفتم خود در مقاله ای به نام
(خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم) این گونه نوشت:

      ((شهرستان خمینی شهر با داشتن 50 هزار دانش آموز و 300 آموزشکاه از مناطق پر جمعیت دانش آموزی استان است)).محسن صرامی رئیس آموزش و پرورش خمینی شهر که در جلسه ی شورای اداری شهرستان سخن می گفت،با بیان این مطلب خواستار همکاری مسئولان استان و خیّران  مدرسه ساز در رفع مشکلات آموزشی شهر شد.وی با بیان اینکه مدارس قدیمی با بافت فرسوده از معضلات آموزشی شهرستان است.از افتتاح چند واحد آموزشی در کوشک و اندوان در مهرماه خبر داد. مدرسه((ایران)) با اعتبار سه میلیارد و چهارصد میلیون ریال با مساعدت خیّر مدرسه ساز یدا...مهرابی،مدرسه ((داورپناه)) اندوان با اعتبار دو میلیارد و چهارصد میلیون ریال با مساعدت خیّر مدرسه ساز محمد تقی داورپناه ورزشگاه شهید بهشتی از این جمله پروژه هاست.صرامی در ادامه سخنان خود با اشاره به مناطق جدید شهر ، منطقه منظریه را با وجود مهاجران زیاد، منطقه ی پرجمعیتی دانست که دچار کمبودآموزشگاه های لازم است. وی با اشاره به همکاری پنج هزار فرهنگی در مدارس خمینی شهر ، درچه و کوشک از تلاش برای ایجاد یک مرکز تفریحی_رفاهی جهت رفاه خانواده فرهنگیان خبر داد.

شنبه 4 مهر 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

آثار باستانی

خانه ایست به نام خانه سرتیپ که قدمت آن به 115 سال می رسد ودر حال حاضر در دست تعمیر و مرمت می باشد وحدود یک ماه دیگر به عنوان موزه در اختیار عموم مردم قرار داده می شود تا از آن بازدید نموده و بهره مند شوند.

خانه سرتیپ سده ای

 مشخصات این خانه به این شرح است:

این خانه متعلق به سرتیپ حاج محمد حسین خان امینی سدهی فرمانده فوج جلالی قوشون تحت امر ناصرالدین شاه بوده که جهت پذیرایی از امرای دیوانی وحکومتی در فاصله سالهای 1314-1316ه.ق بناگردیده است .
عناصر معماری خانه شامل تالار سر پوشیده ،نارنجستان ، حوض خانه ،ظرفشویی خانه واطاقهای پنج دری وسه دری، حیاطهای وسیع جهت ایام عزاداری بوده است .معماری خانه به سبک سنتی تلفیقی از معماری ایرانی و فرنگی می باشد، تزئینات بنا شامل گچ بری، حجاری ،نقاشی ،آینه کاری و نوعی پوشش کاغذ دیواری بر روی سقفها است.این بنا در اختیار قرار گرفته و به همت شهر داری خمینی شهرو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان به عنوان موزه مردم شناسی و صنایع دستی در اسفند1387آغاز بهره برداری گردید.

برای مشاهده ادامه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید.



ادامه مطلب
جمعه 27 شهریور 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

این پست را به طرح دو سوال از شهرداری محترم خمینی شهر اختصاص می دهم.
سوال اول:

چرا محل جمع آوری زباله ها در شهر و در نزدیکی مناطق مسکونی قرار دارد؟

شاید حدود 10 سال پیش این مکان که هم اکنون در نزدیکی پمپ گاز است مکان مناسبی برای جمع آوری وسوزاندن زباله ها بود ولی با سرعت روز افزون ساخت منازل هم اکنون مکان مناسی به حساب نمی آید علی الخصوص که چندین دستگاه آپارتمان چندین طبقه در همان نزدیکی در حال ساخت می باشد و در آینده ای نه چندان دور به صاحبان آنها تحویل داده می شود.
علاوه بر این از فاصله خیلی دور هم بوی زباله ها باعث اذیت افراد وعابران می شود.
آیا شهرداری محترم خمینی شهر فکری برای رفع این مشکل کرده است؟
آیا دود های این زباله ها که به خانه ها می رود باعث ایجاد بیماری نمی گردد؟

واما سوال دوم:

شما طرحی به نام بازیافت زباله ها معرفی نمودید و بروشورهای آن را در اختیار مردم قراردادید تقریبا  بیشتر مردم آگاهی لازم را به دست آورده اند.

آیا فرصت آن نرسیده که این فرهنگ سازی تکمیل گردد و مرحله دوم این طرح آغاز گردد؟
شهرداری قول داده بود که سطل های رنگی مخصوصی را دراختیار عموم قرار دهد ولی به نظر می رسد که این طرح یا متوقف شده یا با سرعت کندی پیش می رود.
این طور که ما مطلع شدیم چند ماه قبل این سطلها به تعداد کمی از همشهریان تحویل داده شده است  ولی بهتر است این کار به طور گسترده و در بازه زمانی مشخصی انجام گیرد.



جمعه 27 شهریور 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

شبکه اصفهان که چندی است ظاهرا با مردم خمینی شهر آشتی نموده است، سعی می کند اخبار این شهرستان را در حد توان خود منعکس نماید. این شبکه پیش از این تنها به انتشار اخبار جرائم و اتفاقات و حوادث شهرستان خمینی شهر اکتفا می نمود. 
این شبکه استانی مدتی است که در بخش هواشناسی و پیش بینی وضعیت آب و هوا، از خمینی شهر نیز به طور مجزا نام می برد. اما در ماه مبارک رمضان امسال برخلاف سالهای گذشته، افق خمینی شهر را با یک دقیقه تفاوت نسبت به شهر اصفهان اعلام می کند.
لازم به ذکرست که همه ساله خمینی شهر و اصفهان هم افق اعلام می شدند.
اما شبکه اصفهان اشتباه بزرگش را وقتی مرتکب شد که در خبری از خمینی شهر، محله بزرگ ورنوسفادران را "روستا" خطاب کرد.
این شبکه در اخبار خود که همراه با تصویر افطاری افراد ناشنوا همراه بود، چنین زیر نویس کرد:

 مراسم افطاری افراد ناشنوا در روستای ورنوسفادران خمینی شهر

به نظر من این مساله علاوه بر شرم آور بودن، ضعف اطلاعاتی این شبکه استانی را می رساند.
البته این اشتباهات فاحش مختص اخبار خمینی شهر نیست چراکه اشتباهات متعددی در این اخبار رخ می دهد و هرگز عذرخواهی نمی کنند.
از جمله ی آخرین اشتباهاتش برنده اعلام کردن تیم فولاد ماهان سپاهان در مقابل تیم قزاقستانی است در حالی که ماهان 4 بر 2 از این تیم شکست خورده بود. 



یکشنبه 22 شهریور 1388 نوشته شده توسط امیر پریشانی

منبع : خبرگزاری ایرنا

" عزیزالله پورکاظم " روز شنبه در گفت و گو با ایرنا گفت: این مجوز بنا به درخواست مکرر مسوولین و شهرداری خمینی شهر و پس از بررسی های کارشناسی شده صادر شد.
وی با اشاره به اینکه کمبود زمین و حفظ زمین های بایر ، باغات و مراتع از مهمترین مشکلات خمینی شهر است، اظهار داشت: شهرداری با تراکم زیاد جمعیتی این شهر در تامین زمین و اسکان مردم با محدودیت مواجه است.
پورکاظم، محاسن اجرای طرح بلندمرتبه سازی در خمینی شهر را جلوگیری از فرار سرمایه گذاران، رفع مشکل کمبود زمین و اسکان مردم، ارایه خدمات بهتر و افزایش درآمد شهرداری عنوان کرد.
به گفته وی، شهرداری خمینی شهر تا پیش از این مجاز به صدور حداکثر پانزده و نیم متر ارتفاع بر اساس طرح تفصیلی به متقاضیان بخش خصوصی بود اما با ارایه این مجوز از این پس متقاضیان مجاز به ساخت و ساز تا حداکثر ارتفاع 48 متر در این شهر هستند.
شهردار خمینی شهر اظهار امیدواری کرد: صدور مجوز بلند مرتبه سازی و کاهش سیر اداری کسب مجوزهای لازم باعث جذب سرمایه گذاران بیشتر شود.



یکشنبه 15 شهریور 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همشهریان گرامی
خوب باید به خاطر چند وقتی که نبودم عذز خواهی کنم.
این پست هم در ادامه ی نقش مبارزاتی مردم خمینی شهر به سومین برگ زرین مبارزاتی میپردازد
 که مربوط به " نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی " میباشد
بنده این برگ زرین را در سه بخش مجزا به اطلاع دوستان میرسانم.
بخش اول : مقاومت مردم خمینی شهر در برابر پدیده ی کشف حجاب
در کتاب "خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت" نوشته ی سید باقر میردامادی آمده است:
رضاشاه با خشونت و  وقاحت هر چه بیشتر این برنامه ضد دینی را (کشف حجاب) دنبال میکرد و در این راستا از هیچ جنایتی چشم پوشی نمیکرد و در بسیاری از استانها و شهر ها هم در کار استعمارگرانه ی خود پیروز شد و به اهداف شیطانی خود رسید و چادر از سر زنان برداشت ولی در خمینی شهر به برکت وجود علما و  روحانیون آگاه و مبارز و داشتن مردمی متدین و غیور نتوانست اهداف خود را پیاده کندو مقاصد ننگین خود را اجرا نماید.


علما شهر یکپارچه در مساجد و مجالس دینی خطرات آینده را به مردم گوش زد کردند و پیامد های این جنایت را یادآوری کردند و توطئه ها و نقشهای پشت پرده را افشا کردند و ملت را به مبارزه و مقاومت در مقابل این طرح ننگین دعوت نمودند و مردم هم که ایمان و اعتقاد به علما و مبلغین دینی داشتند و آنان را آگاه به زمان و دلسوز جامعه میدانستند مبارزه را شروع کردند و از طرق مختلف مبارزه را ادامه دادند و در راه رسیدن به اهداف دینی و انسانی و اجتماعی خود از هیچ مصیبتی نهراسیدند .

هر چه بر سر آنان کوبیدند مقاومتشان زیادتر شد تا توانستند دشمن را خسته و از خود ناامید کنند و برا ی همیشه این افتخار را برای خود و شهر خود در تاریخ ثبت کردند و نه تنها بانوان شریف و مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند بلکه بر حجاب خود افزودند و به گفته ی حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج جمال صهری: پهلوی در همه جای ایران چادر از سر بانوان بر داشت ولی در خمینی شهر چادر ها ضخیم تر شد.


بسیاری از خانم ها علاوه بر چادر مشکی پوشیه و نقاب هم به صورت میزدند و علاوه بر شلوار های معمولی شلوار دیگری هم میپوشیدند به نام چاقچور که از پارچه ی مشکی ضخیمتر تهیه میشد و به طور کامل تمام پاها و حتی کف پا را هم پوشش میداد و نه تنها در دوران رضاشاه خانم های مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند و کشف حجاب نکردند بلکه در دوران حکومت محمدرضا شاه هم علی رغم تبلیغت سوء که بر علیه حجاب میشد و رادیو و تلویزیون که با نشان دادن فیلمهای منافی عفت و ضد دین سخنان ابلهانه ی حجاب را مانع ترقی بانوان و مسئله خرافاتی میدانستند و جلوه میدادند و مجلات و روزنامه ها با نوشتن مقالات و کشیدن (کاریکاتور ها) و به تصویر کشیدن خانم های لخت و مهیج به جنگ و مبارزه با ارزش های دینی و شعائر دینی و مذهبی و باورهای اسلامی آمده بودند ولی علی رغم تمام این تبلیغ ها ، مردم خمینی شهر تحت تاثیر قرار نگرفتند و دست از تکالیف دینی خود برنداشتند و حجاب و پوشش اسلامی خود را حفظ کردند."   

منتظر بخش دوم این مطلب باشید...



» عدالت و مهرورزی از نوع دولت دهم
» اول اندیشه وانگهی گفتار
» بلیط اتوبوس باز هم گران شد....
» راه بی پایان
» آیت الله اشرفی اصفهانی قدس سره
» مشکلات خیابان شهید صدوقی تا کی؟
» اندر حکایات برق
» استقبال از نوروز
» حضور موثر امدادگران خمینی شهر در میدان امام اصفهان
» طرح های عمرانی به مناسبت دهه فجر
» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
» خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم
» خانه سرتیپ سدهی
» زیست محیطی
» گاف بزرگ شبکه اصفهان
» مجوز بلند مرتبه سازی برای دومین شهر پرتراکم کشور صادر شد.
» سومین برگ زرین***نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی***بخش اول
1 2 3 4 5 6 7
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<