تبلیغات
وب سایت تخصصی شهرستان خمینی شهر (سده) - پر رنگ تر از «خدا»

   



یکشنبه 22 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.

«خدا» تومان خرج این علامت ها و کرایه اسب و لباس و ... شده بود، نبودید ببینید!
علامت که نبود،
«خدا» بود...!

«خدا» عمرش بدهد، یکی از این کاروانی ها را می گویم، لباس سیاه پوشیده بود، پابرهنه، وسط خیابان ایستاده بود و زحمت افسران راهنمایی و رانندگی را هم به جان خریده بود. فقط داد می زد: برو برو! و با دست اشاره می کرد به سمت جلو، جلویی که توسط کاروان مسدود شده بود.

راننده که حسابی کلافه شده بود چند دفعه سرش را از پنجره بیرون آورد و به همان شخص بد و بیراه گفت.
«خدا» را شکر این لحظات پر استرس بدون درگیری گذشت.  

«خدا» سر شاهد است ده دقیقه ای طول کشید تا این مسیر صد متری طی شود.

از تاکسی پیاده شدم و  یکربعی منتظر ماندم تا اتوبوس برسد. در این فاصله به این فکر می کردم که این هفته آخری تعداد مراسم عروسی به اوج خود می رسد،  «خدا» به خیر بگذراند.

آخه بعضی ما ها، در چنین مراسمی، بچه ها را رها می کنیم به امان «خدا»، تا سرانجام اسیر سودجویی های یک سری «خدا»نشناس بشوند و همه پول خود را برای یک شب مراسم  عروسی  تبدیل به ترقه کنند.

«خدا» نکند این ترقه بازی ها به نزدیکی بیمارستان ها کشیده شود، آن هم در نیمه های شب که در این صورت حاصلی نخواهد داشت به جز تاسف و پشیمانی.

ما هم یاد گرفته ایم دست روی دست بگذاریم تا وقتی حسابی دیر شد و «خدا»ی ناکرده برای کسی چه بیمار داخل بیمارستان و چه برای ترقه باز، مشکل خاصی پیش آمد، دسته گلی بگیریم و به عیادت قربانی برویم و با گفتن جمله "«خدا» بد ندهد" سر و ته موضوع را هم بیاوریم و وجدان نا آرام خود را با گفتن "خواست «خدا» بوده" موقتا آرام کنیم.

در همین فکرها بودم که ناگهان اتوبوس واحد از راه رسید.یک راننده جوان داشت با یک رانندگی افتضاح که بین اتوبوس و وسیله شخصی اش تفاوتی قائل نمیشد. ترمزهای های ناگهانی و حرکت های شدیدش مرگ را جلوی چشم آدم می آورد. بنده «خدا»، به هر موجودی می رسید یکی دو تا بوق می زد. «خدا» می داند واسه مورچه ها هم بوق می زد.

«خدا» وکیلی  برای ما هم که بد نشد، از «خدا» خواسته، با وسیله شخصی هم نمی توانستیم با این سرعت به مقصد برسیم.

در طول مسیر به تابلوهای راهنمای خیابانها نگاه می کردم که بیشتر آنها به تازگی توسط شهرداری تعویض و یا جدیدا نصب شده اند و به فردای سیاهشان می اندیشیدم!

«بخدا»  در این مورد باید به شهرداری حق داد، که زین پس این تابلوهای ترقه باران شده را تعویض نکند.

یک آدم «خدا»شناس و «خدا»ترس نیست که بگوید ترقه بازی می کنید، بکنید، چرا روی تابلوی راهنمای خیابانها، کاروان راه می اندازید، بیندازید، چرا در خیابانهای اصلی، ماجرا جویی می کنید، بکنید اما چرا با اتوبوس واحد؟

«خدا» عاقبت ما را به خیر کند.

آری، زندگی ما مردم پر شده است از نام «خدا» و خالی از یاد «خدا».

کاش می شد کاری کنیم که با دست خود، امام حسین (ع) را مظلوم تر از آنچه هست، نکنیم.           

به امید «خدا»
«خدا» نگهدار



» مشکلات خیابان شهید صدوقی تا کی؟
» اندر حکایات برق
» استقبال از نوروز
» حضور موثر امدادگران خمینی شهر در میدان امام اصفهان
» طرح های عمرانی به مناسبت دهه فجر
» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
» خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم
» خانه سرتیپ سدهی
» زیست محیطی
» گاف بزرگ شبکه اصفهان
» مجوز بلند مرتبه سازی برای دومین شهر پرتراکم کشور صادر شد.
» سومین برگ زرین***نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی***بخش اول
» پارک کوهستانی سابق
» انعکاس در انعکاس 2
» سانحه رانندگی
» دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر *** مبارزه با بابیت و بهائیت
» طرح مسکن مهر در خمینی شهر با بی مهری مسئولان مواجه شده است .
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<