سه شنبه 26 مرداد 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

در این پست قصد دارم درباره موضوعی صحبت کنم که نه تنها برای جوانان خمینی شهر بلکه برای همه جوانان ایرانی که هنوز به خدمت سربازی (یا به قول قدیمی ها اجباری) اعزام نشده اند می تواند مفید باشد.

بدون تعارف، کمتر جوانی هست که از این دوره خوشش بیاید، چرا که نزدیک به یک و نیم الی دو سال جوانان را از زندگی عقب نگاه می دارد. از طرفی خدمت سربازی بر هر جوان پسر ایرانی واجب شده و راه گریزی وجود ندارد.

بنابراین جوانان باید سعی کنند طوری برخورد کنند که آسیب های این دوره کمتر گریبانگیرشان شود، به عبارت دیگر با اخذ تدابیر لازم می توان از میزان خسارت های مادی و معنوی اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... که در طول این دوره می تواند جوانان را از مسیر رشد و تعالی دور نماید، کاست.

آسیب شناسی خدمت سربازی بحثی مجزا و فرصتی فزون می طلبد که در صورت استقبال شما جوانان به آن نیز خواهیم پرداخت اما آنچه اکنون به آن می پردازیم آمادگی جهت اعزام به خدمت سربازی یا همان پادگان آموزشی می باشد.



ادامه مطلب را از اینجا بخوانید
یکشنبه 20 تیر 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

در حالی که عدالت و مهرورزی از اصلی ترین شعارهای دولت احمدی نژاد می باشد و انتظار می رود مسئولین رده پایین نظام حتی به صورت نمادین و ریاکارانه هم که شده است خود را به این اصول پایبند نشان دهند، متاسفانه این کار را نیز انجام نمی دهند.

اگر در اوائل دولت نهم ، عده ای از مسئولین به جهت ترس از جابجایی های مدیریتی، موقتاً رفتارهای ملایم تری را نسبت به مردم در پیش می گرفتند اکنون پس از گذشت پنج سال برخی از خدمتگزاران مردم، دیگر کمترین ترسی از قانون و مجری آن نداشته و گستاخانه بر مردم می تازند.

حتماً نمونه هایی از این مدیران را روزانه در بانک ها، ادارات و سازمانها مشاهده کرده اید و نیازی به نام بردن ایشان نیست، ولی در این پست قصد داریم فقط رفتار یکی از این مدیران را رصد کنیم.



همشهری عزیز سده ای لطفاً ادامه مطلب را از اینجا بخوانید
پنجشنبه 17 تیر 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

آنچه در این پست می نگارم نه مشکل مردم خمینی شهر بلکه مشکلی است که تمام مردم ایران با آن روبرو هستند. بحث داغی که این روزها بین مردم جریان دارد، موضوع یارانه ها و آثار و تبعات آن می باشد.  فعلاً قصد ندارم در مورد اصل موضوع مطلبی را مطرح کنم بلکه در مورد چگونگی اجرای آخرین مرحله آن چند نکته بیان می نمایم.
البته شاید شما جزء آن دسته از افرادی هستید که نیازی به حق و سهم خود از پول نفت ندارید و دولت محترم
عاجزانه و ملتمسانه خواسته که از حق طبیعی خود چشم پوشی کنید! و شماره حساب خود را وارد نکنید. اگر جزء این دسته از افراد هستید ادامه پست را نخوانید چون عادلانه نیست هم یارانه نگیرید و هم سردرد بگیرید!
خلاصه اینکه وقتی به سایت
www.refahi.ir مراجعه می نمائید به مجموعه ای از مشکلات برخورد خواهید کرد. در کنار این مشکلات مجموعه ای از راهنمایی ها ارائه شده است که دست کمی از مشکلات ندارد و شما را گمراه تر خواهد ساخت.
شاید تصمیم بگیرید که پرسش خود را برای ایشان ارسال کنید تا پاسخی به دستتان برسد البته این کار نیز بی فایده خواهد بود چرا که این سوالات اساساً بی پاسخ می ماند.
اکنون برای اثبات گفته های خود خواهشمندم به تصاویر زیر دقت کنید:

 تصویر 15 تیر

 از این 15 تا اون 17 فرجه

 تصویر 17 تیر

تصویر اول متعلق به راهنمایی های 15 تیرماه 89 و تصویر دوم متعلق به راهنمایی های 17 تیرماه 89 می باشد. تصویر دوم به روز (آپدیت) شده تصویر اول می باشد.
با مقایسه این دو تصویر می توانید به مجموعه ای از تناقضات در گفتار آقایان پی برده و کمی عقل را از سستی گفتارشان درک کنید.
به قول معروف مشکل ما این است که افراد خرد را به کارهای بزرگ نهاده ایم و افراد بزرگ را به کارهای خرد!

 

یک فرصت طلایی: کسی که بتواند منظور آقایان را از این دو مطلب درک نموده، تناقضاتش را رفع و برای ما ارسال کند، به پاس نبوغ فکریش، عضویت افتخاری سایت سده را تقدیمش خواهیم نمود.



دوشنبه 24 خرداد 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خبرنگار سده: جناب مهندس پورکاظم، داستان قدیمی خیابان شهید صدوقی و 17 شهریور چه زمانی به پایان می رسد؟

سال 1388 پایانی بر داستان قدیمی صدوقی نشین ها خواهد بود

 

خیابان شهید صدوقی و خیابان 17 شهریور سرنوشت مشابهی دارند. امسال(1387) در خیابان شهید صدوقی آزادسازی های خوبی داریم  و مساعدت همشهریان خوب است. تصمیم داریم در اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت (1388)، ماشین آلات در خیابان شهید صدوقی شروع به کار کنند و جدول را تا پشت منازل کسانی که در امر آزاد سازی همکاری نمی کنند بیاوریم. البته نزدیک 70 درصد خیابان آزاد شده و مصممیم که سال آینده این پروژه را اجرا کنیم.

 

خبرنگار سده: برخی از منازل تخریب شده در خیابان شهید صدوقی تبدیل به زباله دان شده و بعضا چاههایی در آنها وجود دارد که می تواند برای مردم مشکل ساز شود. در این مورد چه اقدامی صورت خواهید داد؟

زمین منازلی که تا آذر 87 تخریب شده اند، زیرسازی و آسفالت شده است و مابقی را به خاطر اینکه سال آینده(1388) قصد داریم کار بکنیم آسفالت نکرده ایم و کار آسفالتشان را به سال آینده و پس از جدول گذاری و زیرسازی موکول کرده ایم. اگر مواردی مانند چاه و یا غیره وجود دارد، شهروندان گرامی اطلاع رسانی کنند تا با اقدام بموقع، از بروز مشکل جلوگیری کنیم.

حتماً با خواندن جملات فوق شوکه شده اید! اشتباه نکنید، تاریخ های ذکر شده کاملاً درست هستند.
اجازه بدهید از اول شروع کنیم. امروز 24/3/1389 است. سری به خیابان شهید صدوقی می زنیم. خرابه های شام، فلسطین، از جنگ برگشته و ... توصیفاتی است که مردم کوچه بازار طی چند ماه اخیر برای توصیف وضع افتضاح این خیابان به کار می برند. گذشته از اینکه تردد در بین خرابه ها و چاله ها و تپه های خاک موجود در این خیابان کاری بسیار مشکل است، گرد و خاک موجود در این خیابان مشکلات عدیده بهداشتی را برای ساکنان بدشانس این خیابان در پی داشته است.
اکنون به قسمتی از مصاحبه اختصاصی وب سایت سده با شهردار خمینی شهر که در اسفند 1387 صورت گرفت و در ابتدای همین پست بصورت رنگی آورده شده است دقت کنید. دوباره به تاریخ هایی که آقای شهردار ذکر کرده است توجه فرماید! اکنون یکسال از زمانی که آقای شهردار جهت تکمیل تعریض خیابان قول داده بود می گذرد.
داد اهالی خیابان بلند شده است. کسبه خیابان از وضع موجود ناراضی هستند و خانواده ها بیشتر.
متاسفانه از گوشه و کنار بی احترامی های اهالی شهرداری نسبت به سوالات و درخواست های بجای مردم شنیده می شود و هیچ کس پاسخگو نیست.

دو نکته بی ربط با مسائل فوق:
1- قبل از انجام هر پروژه ای باید امکانسنجی انجام گیرد مسائل مالی حل شود و بعد پروژه شروع شود؛ کسی که بودجه ندارد پروژه ای را شروع نمی کند.

2- در کشورهای پیشرفته مرسوم است که وقتی مسئولی نمی تواند به تعهدات خود عمل کند،همچون یک مرد از مردم عذرخواهی نموده و استعفا می کند تا فرد شایسته ای که خود را خادم مردم می داند و تخصص کافی دارد، مدیریت امور را به عهده بگیرد.

3- اعضای شورای شهر ما کجایند و چرا به وظائف قانونی خود عمل نمی کنند؟



جمعه 7 اسفند 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

کمتر ایرانی وجود دارد که از رسم و رسومات ایام نوروز بی اطلاع باشد، مخصوصا ایرانیان جشن چهارشنبه سوری را نیک می شناسند. در خمینی شهر نیز مانند سایر شهر های کهن ایران زمین، این جشن در شب چهارشنبه آخر هر سال برگزار می گردد که با رسم و رسوم و سنت های خاصی همراه است.
البته متاسفانه در اثر گذر زمان برخی از سنت های نیک این جشن به فراموشی سپرده شده است و برخی روش های ناپسند همچون ترقه بازی که موجبات اذیت مردم را فراهم می کند، جانشین آن ها شده است.

جشن چهارشنبه سوری

در ویکی پدیا آمده است: چهارشنبه‌سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌ است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است.
مراسم در بعد از ظهر سه شنبه، زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی (زرتشتی) است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.
به بیان دیگر مردمان خواهان آنند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به آنها بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
سه شنبه 8 دی 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

باسمه تعالی

این روزها خمینی شهر، شهر عاشقان امام حسین (ع)، غمی بزرگ را در سینه خود احساس می کند و علاوه بر مصیبت شهادت سالار شهیدان، باید بر غم اهانت به دین و امامت نیز صبوری نماید.   

در پی اتفاقات دردناک اخیر در تهران، وب سایت سده (خمینی شهر)، اغتشاشات و اهانت عده ای مزدور امریکایی و انگلیسی به قرآن کریم و بی حرمتی نسبت به امام حسین (ع) را محکوم کرده و مانند سایر شیعیان ایران اسلامی، خواستار برخورد قاطع مسئولین امر با متجاوزان به دین، آزادی، نوامیس مردم و بیت المال می باشد و هرگونه ترحم نسبت به متجاوزان را سبب گستاخی بیشتر ایشان و کشیده شدن دامنه ناامنی ها به سایر شهر ها می داند.

امید می رود مسئولین امر، با برخورد سریع و قاطع خود در مقابل اعمال زشت منافقان وهابی صفت، مرهمی بر دل محبان اهل بیت (ع)، بویژه مردم شهیدپرور خمینی شهر بنهند. والسلام



جمعه 4 دی 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

با سلام

در این پست برخلاف پست های قبلی دوست داریم خواننده مطالب شما گرامیان پیرامون عزاداری های مردم خمینی شهر باشیم.

شما با کدام یک از عزاداری های مردم خمینی شهر موافق هستید و کدامیک را مناسب نمی دانید؟ چرا؟

لطفا نظر خود را در قسمت نظرات درج نمایید. طبیعی است که نظرات توهین آمیز و فاقد استدلال حذف خواهند شد.



یکشنبه 22 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
چهارشنبه 11 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.      



شنبه 30 آبان 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

هنوز کم نیستند کسانی که آن را چهار راه غریب خان می نامند. بعدها فلکه شهرداری و سپس به نام مبارک امام حسین (ع) مزین و میدان امام حسین نامیده شد.

اکنون اما نه چیزی از میدانش باقی مانده و نه چیزی از نام مبارک امام حسین (ع) که زمانی در وسط میدان تعبیه شده بود. میدانی که حتی در شلوغ ترین ساعات و شلوغ ترین روزها (دوشنبه ها) ترافیک نسبتا روانی را شاهد بود اکنون به چهار راه غریبه ای تبدیل گشته که در ساعات پر رفت و آمد، ترافیک سنگینی را ایجاد می کند و احتمال بروز تصادفات را به شدت افزایش می دهد.

از طرفی اگر به وضعیت خیابان شهید صدوقی (یا همان شهرداری سابق) نظری بیفکنیم ویرانه ای را می بینیم که بیشتر به ویرانه های جنگ تحمیلی در شهرهای آبادان و خرمشهر شباهت دارد.

در اینجا قصد متهم کردن شخص، نهاد یا سازمان خاصی را نداریم اما شنیده ها حاکی از آن است که دلیل اصلی بوجود آوردن چنین شرایط سختی برای مردم این خیابان به ستوه آوردن ایشان جهت توافق با شهرداری بر سر خانه و مغازه ها جهت تعریض خیابان شهرداری می باشد.

هرچند موافق اصلی توافق شهروندان با شهرداری جهت تعریض این خیابان هستیم اما متوسل شدن به هر روش ممکن جهت اجبار مردم به این امر را عقلا و شرعا نادرست می دانیم.

همگان می دانیم که درون خانه های تخریب شده این خیابان چاه های پرنشده ای وجود دارد که جان کودکان و حتی بزرگسالانی که از این مناطق عبور می کنند را تهدید می کند.

پیاده روهای این خیابان اصلا وضعیت خوبی ندارند و در فصل بارش برف و باران می توانند سلامتی کودکان دبستانی مردم را به خطر بیندازند.

گرد و خاک ناشی از خانه های تخریب شده سایرین را دچار مشکل کرده است. اغلب مردم بلاتکلیف هستند و بین دوراهی ماندن و زجر کشیدن و رفتن و گذشتن از حق و حقوق خود درمانده اند.

متاسفانه اخباری که به گوش می رسد حاکی است مسئولین شهرداری خمینی شهر بیان کرده اند که نسبت به همه این مشکلات واقفند و این مشکلات را برای کوچ دادن مردم از این خیابان ضروری می دانند.

این حق را برای مسئولین محترم شهرداری محفوظ می دانیم که نظرات خود را در مورد این مسائل به طور شفاف از طریق همین رسانه به اطلاع مردم برسانند و از خود دفاع نمایند و یا باسکوت خود این مسائل تلخ را تائید کنند تا مردم چهره حقیقی مسئولین خود را بهتر درک کنند.

به هرحال؛ اکنون، مردم خیابان شهید صدوقی از چهارراه غریب خان نیز غریب ترند.  



جمعه 27 شهریور 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

شبکه اصفهان که چندی است ظاهرا با مردم خمینی شهر آشتی نموده است، سعی می کند اخبار این شهرستان را در حد توان خود منعکس نماید. این شبکه پیش از این تنها به انتشار اخبار جرائم و اتفاقات و حوادث شهرستان خمینی شهر اکتفا می نمود. 
این شبکه استانی مدتی است که در بخش هواشناسی و پیش بینی وضعیت آب و هوا، از خمینی شهر نیز به طور مجزا نام می برد. اما در ماه مبارک رمضان امسال برخلاف سالهای گذشته، افق خمینی شهر را با یک دقیقه تفاوت نسبت به شهر اصفهان اعلام می کند.
لازم به ذکرست که همه ساله خمینی شهر و اصفهان هم افق اعلام می شدند.
اما شبکه اصفهان اشتباه بزرگش را وقتی مرتکب شد که در خبری از خمینی شهر، محله بزرگ ورنوسفادران را "روستا" خطاب کرد.
این شبکه در اخبار خود که همراه با تصویر افطاری افراد ناشنوا همراه بود، چنین زیر نویس کرد:

 مراسم افطاری افراد ناشنوا در روستای ورنوسفادران خمینی شهر

به نظر من این مساله علاوه بر شرم آور بودن، ضعف اطلاعاتی این شبکه استانی را می رساند.
البته این اشتباهات فاحش مختص اخبار خمینی شهر نیست چراکه اشتباهات متعددی در این اخبار رخ می دهد و هرگز عذرخواهی نمی کنند.
از جمله ی آخرین اشتباهاتش برنده اعلام کردن تیم فولاد ماهان سپاهان در مقابل تیم قزاقستانی است در حالی که ماهان 4 بر 2 از این تیم شکست خورده بود. 



یکشنبه 8 شهریور 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات همشهریان گرامی در ماه مبارک رمضان، تصمیم دارم در مورد یکی از نظرات، پاسخی را بیان نمایم. یکی از همشهریان گرامی از ما گله کرده اند که چرا در مورد توهین های مکرر روزنامه کیهان به مردم خمینی شهر پستی نداده ایم و تحلیلی ارائه ننموده ایم.

همانطور که مطلع هستید این روزنامه طی یک سری از برنامه های از پیش تعیین شده، سلسله ای از توهین ها و تهمت ها را علیه مردم سده آغاز نموده است که آخرین حمله آن به مردم این دیار فرهنگی، ادعای مضحک دفن مردگان در باغات است.

هیچ کس منکر این مساله نیست که این صحبت، توهینی بس بزرگ و تهمتی نابخشودنی است اما از آنجایی که نشریه وزین فرصت مفصلا به این موضوع پرداخت (و انصافا جای تشکر و قدردانی دارد) لزومی بر موازی کاری دیده نشد.
ضمنا پاسخ دادن و محکوم کردن وسیع این گونه اظهارنظرهای نابخردانه از مسئول گورستانهای اصفهان و به تبع آن روزنامه کیهان، به نوعی بزرگ کردن انسانهای کوچک می باشد. اینکه انسان نادانی صحبتی کرده و پس از انتشار وسیع آن و مشاهده عکس العمل های مسئولین شهرستان خمینی شهر، صحبت خود را انکار نموده است، بنظر نمی رسد ارزش انعکاس داشته باشد.

در پایان خطاب به این انسان خطاکار و سایر دست اندرکاران این طرح عرض می کنیم که خورشید برای همیشه پشت ابر باقی نمی ماند و خداوند عادل همیشه توطئه های شما که اهداف خاصی هم در سر دارید را خنثی خواهد نمود.
شما با درج این مطالب تحقیرآمیز، خود را برای همیشه مدیون تمام مردم این شهرستان تاریخی نموده اید



جمعه 16 مرداد 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

مطلبی که در این پست بیان خواهم کرد، حرف دل تمام همشهریانی است که روزانه از میدان انوشیروان گذر می کنند.

هرچند مشکل آسفالت جاده ها و خیابان ها، یک مشکل عمومی خمینی شهر و حتی کل استان است اما خیابانی که اشاره خواهم کرد دارای وِیژگی های منحصر بفردیست. وضعیت آسفالت جاده کمربندی خمینی شهر، حدفاصل میدان انوشیروان و دانشگاه صنعتی جالب به نظر نمی رسد، به خصوص حوالی این میدان چاله های نسبتا عمیقی در جاده بوجود آمده که برای وسائل نقلیه سبک بخصوص موتور سیکلت ها می تواند بسیار خطرناک و حتی مرگ آور باشد.

بنابراین از کلیه همشهریان به خصوص موتور سوارانی که (به ویژه شب هنگام) از این مسیر به سمت خمینی شهر حرکت می کنند تقاضا می شود جهت حفظ سلامتی خود حتما با احتیاط حرکت کرده و مواظب ناهمواری های خطرناک این مسیر باشند.

این مشکل زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که متوجه کمبود نسبی نور در خیابان و حرکت سریع کامیونها و سایر وسائل نقلیه سنگین در این مسیر باشیم.
البته با مسئولین اداره راه و ترابری خمینی شهر(!) سخن خاصی نداریم ولی از مسئولین محترم شهرداری خمینی شهر خواهشمندیم که این مساله را پیگیری نمایند.
       



شنبه 3 مرداد 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

یک کارگاه صنایع چوب پیش از ظهر  دیروز در خمینی شهر دچار حریق شد .
در این حادثه یکی از انبارهای بزرگ چوب این کارگاه به طور کامل در آتش سوخت .
مدیر عامل آتش نشانی و خدمات ایمنی خمینی شهر گفت : این آتش سوزی از محل انبار ابر و پارچه ها شروع شد و به قسمت انبار چوب سرایت کرد .
حسین زاده افزود : شدت آتش به حدی بود که شعله های آتش و دود ناشی از آن از مسافت 15 کیلومتری مشاهده می شد .
وی گفت : 10 گروه آتش نشانی خمینی شهر به همراه گروه های آتش نشانی از اصفهان موفق به کنترل و سرایت نکردن آتش به انبارهای دیگر شدند .
علت حادثه در دست بررسی است .
خسارت این آتش سوزی هنوز به طور کامل تعیین نشده اما برآوردهای اولیه حاکی از خسارت چند میلیارد ریالی به این کارگاه است .


دوشنبه 29 تیر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

در پی گرد و غبار اخیر، برگ درختان شهر اصفهان بر زمین ریخت.

سرپرست سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری اصفهان، از ریزش زود هنگام برگ درختان این شهر به ویژه درختان چنار به دلیل آلاینده های هوای اخیر خبر داد.

داریوش فتحی به شستشوی درختان بعد از بارندگی های بهاره به صورت ماهانه اشاره و تصریح کرد: شهرداری اصفهان بعد از کاهش غلظت گرد و غبار و آلاینده ها در شهر اصفهان، اقدام به شستشوی تمام درختان سطح شهر خواهد کرد.

در پی انتشار این خبر، کلیه درختان پارکها و فضای سبز سده دست به اعتصاب سراسری زده و خواستار مهاجرت جمعی به شهر اصفهان شدند.

 

پل وحید با تله سیژ به باغ پرندگان اصفهان متصل می شود.

مدیر عامل شرکت پیمانکار طرح با اعلام این خبر گفت: تله سیژ مشابه تله کابین است با این تفاوت که در طراحی آن به جای کابین از صندلی استفاده می شود.

مهندس علی کیانی مسیر طراحی شده برای احداث تله سیژ در اصفهان را سه کیلومتری پل وحید تا باغ پرندگان اعلام کرد و افزود: اخیرا توافقات لازم برای اجرای این پروژه با براورد 3 ملیارد تومانی انجام شده و پیش بینی می شود عملیات اجرایی آن ظرف یکسال به اتمام برسد.

 

این خبر می تواند مورد توجه مسئولین شهرداری خمینی شهر قرار بگیرد. اگر ایشان موفق نشدند پس از حدود دو دهه خیابان شهید صدوقی را تعریض کنند از این پس با استفاده از تله بیل (مشابه تله کابین است با این تفاوت که اتومبیل جابجا می کند و البته هنوز اختراع نشده است) می توانند مشکل ترافیکی این خیابان را حل کنند.

 

بزرگترین مرکز تفریحی خاورمیانه در اصفهان احداث می شود.

عملیات اجرایی پروژه بزرگترین مرکز تفریحی خاورمیانه در اصفهان آغاز شد.

وحید توسلی معاون سرمایه گذاری و طرح های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان گفت: این مرکز تفریحی و سرگرمی در زمینی به وسعت 16 هکتار در محور شرق شهر اصفهان راه اندازی خواهد شد و حجم سرمایه گذاری این پروژه برابر 18 ملیون یورو و 200 ملیارد ریال برآورد شده است و قرار است که کار ساخت این پروژه سه سال به طول بینجامد.

 

البت اگر مانند پارک کوهستانی سده نباشد که معلوم نشد چه به سرش آمد، خبر خوشحال کننده ای است. ما سده ای ها که (طبق پیشنهاد مسئولین محترم شهر) مجبوریم بیماران خود را ظرف 15 دقیقه! به بیمارستانهای اصفهان منتقل کنیم حتما می توانیم کودکانمان را به این مرکز بزرگ برده و از امکاناتش استفاده ببریم.

یک سوال بی ربط: با این مبلغ چند پارک مانند پارک پیروزی می توان در سده ساخت؟ و چند بیمارستان می توان احداث نمود؟



» چهار هزار تن گلابی از باغهای خمینی شهر برداشت شد
» کار فرهنگی یعنی چه؟؟
» نتیجه نظر سنجی شماره 3
» رشته‌های سرد اشك، كاسه‌های گرم شیر
» دردسری به نام سربازی
» درختان سوخته...
» عدالت و مهرورزی از نوع دولت دهم
» اول اندیشه وانگهی گفتار
» بلیط اتوبوس باز هم گران شد....
» راه بی پایان
» آیت الله اشرفی اصفهانی قدس سره
» مشکلات خیابان شهید صدوقی تا کی؟
» اندر حکایات برق
» استقبال از نوروز
» حضور موثر امدادگران خمینی شهر در میدان امام اصفهان
» طرح های عمرانی به مناسبت دهه فجر
» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
1 2
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<