تبلیغات
سدژ ؛ سایت تخصصی شهرستان خمینی شهر - سده - مطالب دل نوشته
هموطن گرامی، به سایت سدژ، سایت مردم شهیدپرور شهرستان خمینی شهر خوش آمدید. تمام تلاش دست اندرکاران سایت سدژ اینست که خمینی شهر را آنگونه که هست به جهانیان بشناساند، نه کمتر نه بیشتر. امیدواریم بتوانیم اخبار، اطلاعات و مطالب مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار دهیم. این سایت با آدرس سده دات آی آر قابل دسترسی می باشد: sede.ir منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده شما گرامیان هستیم. سایت سدژ، سایت هر خمینی شهری

تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1396
در دوران مدرسه یک معلم جغرافی داشتیم باقدی نسبتا کوتاه و هیکلی نسبتا چاق. از اول کلاس تا آخر کلاس راه می رفت و یک نفس صحبت می کرد. چشمانش مثل فرفره به سمت چپ و راست حرکت می کرد و مواظب تمام اوضاع کلاس حتی نفس کشیدن بچه ها بود. از آن دست معلم هایی بود که نه می شد از وی متنفر بود و نه می شد دوستش داشت. شخصیت خاصی داشت. کمتر کسی جرات می کرد سر کلاسش صحبت کند چه برسد به اینکه سوالی از او بپرسد.

هر دفعه که سوالی داشتیم باید کلی دست می گرفتیم تا صحبت هایش تمام شود و اجازه صحبت کردن به ما برسد.
یک روز که صحبت از شهرهای نفت خیز بود دل را به دریا زدم و پرسیدم: آقا اجازه! چرا ما درب چاههای غیرمشترک نفت را نمی بندیم که خارجی ها اینقدر مفت نفت ما را به تاراج نبرن؟
معلم دو سه حرکت فرفره ای چپ به راست به چشمانش داد، دستی به صورتش کشید و با لحنی تحقیر کننده گفت: آخه مشکل اینجاست که حقیقت را بهتون نمی گن. نمی گن از هر پنج تا نونی که میخورید چهارتاش از پول نفته .....

آن روز گذشت و روزها و سالها در پی هم سپری شد. از کل درس جغرافیا فقط همین یک جمله در ذهنم باقی ماند "از هر پنج نانی که می خوریم چهارتایش از پول نفت است"
از آن زمان سالها گذشته است. مالیات ها افزون گشته است. از آدامس و پفک نمکی گرفته تا طلا و جواهرات همه مشمول مالیات می شوند. دیگر خبری از معافیت برای مشترکان کم مصرف آب و برق نیست، حتی مخابرات بابت کم مصرفی مشترکان تلفن ثابت، آنها را جریمه می کند! از کوپن و برنج و روغن و بنزین کوپنی خبری نیست. بنزین و حامل های انرژی به نرخ آزاد عرضه می شود و حتی وقتی قیمت نفت خام نصف می شود قیمت این حامل ها تکان نمی خورد. قبوض آب و برق و گاز پلکانی محاسبه می شود و برای اینکه ارقام نجومی نشود طول دوره محاسبه کوتاهتر شده است. خلاصه اینکه کشور خیلی تغییر کرده است.

امروز به این فکر می کردم که اگر دوباره آن معلم را ببینم و همان سوال را بپرسم چه پاسخی خواهد داد.
شاید پاسخ دهد به ازای هر دولقمه نانی که قشر مستضعف می خورند و حاصل دسترنج خودشان است سه لقمه هم نمی خورند چون شرکت ها و ادارات و کارخانه ها پول آن سه لقمه را نمی دهند تازه منت هم می گذارند که اگر دست ما را نمی بوسیدید استخدام نمی شدید!!!.

از هر پنج نانی که برخی از مدیران میانی میخورند دونانش پول پارتی بازی است و دونانش پول رشوه! خب البته اگر رشوه هم نگیرند کار مردم حل نمی شود پس بنده خداها حق دارند برای رضای خدای نفسشان هم که شده رشوه بگیرند.

از هر صدنانی که برخی از مدیران بالایی می خورند هم هر صد نانش از پول نفت است. خب اینها هم حق دارند. نان نفتی به مردم بدهند که چه بشود! نانی که بوی نفت بدهد به مذاق مردم نمی سازد. بنده های خدا بوی نفت را تحمل می کنند که مردم اذیت نشوند و به قولی "آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است"!

این دسته آخر البته از همه خطرناکتر هستند. رشد این دسته از مدیران با ثروتهای هزاران میلیاردی روز افزون شده است. مدیرانی که هرکدام برای خودشان "ترامپی" هستند. قانون میخرند، نماینده میخرند، به مردم بی احترامی می کنند و درنهایت هم احترامشان بیشتر می شود.
ایران نباید از ترامپ آمریکایی بترسد. ترامپ آمریکایی چه دیوانه باشد چه بسیار زیرک، ضررش برای ایران بسیار کمتر از "ترامپ ایرانی" است.
ترامپ های ایرانی، کوخ ها ویران می کنند تا کاخ ها برای خود بسازند و اگر مسئولان نظارتی و قضائی نتوانند بر آنها فائق بیایند، نیازی به ترامپ آمریکایی و تهدیداتش نیست چون اینها قادرند همین دو لقمه نان قشر ضعیف را نیز به دو لقمه سنگ تبدیل کنند و کشور را از اساس ویران سازند.

و چه زیبا فرمودند رهبر انقلاب :

"اگر چنانچه مجلس به دنبال رفاه مردم، عدالت اجتماعی، گشایش اقتصادی، به دنبال پیشرفت علم، پیشرفت فنّاوری، به دنبال عزّت ملّی و استقلال ملّت باشد، ریل گذاری او به سمت این هدفها خواهد بود؛ اگر مجلس مرعوب غرب باشد، مرعوب آمریکا باشد، دنبال حاکمیّت جریان اشرافی گری باشد، ریل گذاری او در این جهت ها خواهد بود؛ کشور را بدبخت خواهند کرد. اهمّیّت مجلس اینها است؛ اینها چیز کمی است؟ اهمّیّت مجلس همان طور که امام فرمودند به این است که در رأس امور است."

کپی فقط با ذکر ماخذ مجاز است "sede.ir"




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: ترامپ ایرانی، خلیج فارس، trump، persian gulf، مدیران فاسد، مدیران نجومی بگیر، سدژ،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : سه شنبه 28 اردیبهشت 1395
از قضا گذر ما بر مطب پزشک متخصصی در اصفهان افتاد. در سالن انتظار نشسته بودیم تا نوبتمان بشود که گفتگوی بین پزشک و بیمار بالا گرفت. پزشک گفت: قیمت آندوسکوپی اینجا مناسب است، فلان بیمارستان 700 تومان می گیرد من دارم 350 تومان می گیرم.
فضا آرام شد. صدای زن بیمار مسن به گوش نمی رسید ولی می شد حدس زد که چه دارد می گوید. گویا از گرانی آندوسکوپی و نداری اش گفت. باز هم صدای پزشک متخصص بلند شد و شروع کرد به در افشانی!
از بیان جملاتی که در پی می آید شرم می کنم ولی ناچارم که عین جمله را بگویم. جمله ای که مرا در شوک فرو برد و چندین روز است فکر مرا مشغول کرده است. پیشنهاد می کنم این جملات را با عرق شرم بر در اتاق وزیر بهداشت بنویسند. جملات قصار این پزشک به بیمارش چنین بود:
اگر پول نداری بیمار نشو و اگر بیمار شدی پول داشته باش

یاد پزشک هموطن تبریزی افتادم. تصویر زیر مربوط به دست‌نویس پزشکی متعهد در تبریز است که با نوشتن شماره خود در نسخه بیمار بی‌سواد، از داروخانه خواسته طوری که بیمار متوجه نشود برای هزینه داروها با نویسنده نامه تماس بگیرند.

نامه پزشک متعهد تبریزی



طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: قیمت آندوسکوپی، پول آندوسکوپی، بیمار فقیر، پزشک بی درد، پزشک خودخواه، سدژ، خمینی شهر،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : چهارشنبه 17 دی 1393
 زیاد سر و کارم به بانک نمی افته، اصولا کارامو طوری ترتیب می دم که همشو با موبایل و اینترنت و تلفن و ... انجام بدم.
چند روز پیش اما داستانش متفاوت بود، چراکه سروکارم افتاد به یکی از بانک های همیشه شلوغ که هیچوقت هم توی این بانک حقوق مشتری در نظر گرفته نمیشه
خلاصه منتظر پاسخگویی یکی از کارمندان بانک به یک سوالم بودم که دیدم یه خانمی شبیه همون سوال را از رئیس شعبه پرسید. خانمی جوان و البته بدحجاب.
رئیس هم با آب و تاب شروع کرد براش توضیح بده که بله! اول باید اینکار را بکنی بعد اینکار را بکنی بعد......
هیچی چند قدم رفتم پیش و دو سه بار گفتم ببخشید....
ببخشید.... ببخشید.... که منم سوالمو از جناب رئیس بپرسم دیدم نه! انگار نه انگار!
از خانوم بدحجاب سوالو از رئیس توضیحات مفصل و دقیـــــــــــــــــق!
من بیچاره هم در پریشان گیسوی مشتری گم گشتم و اصلا دیده نمی شدم که بخواهم شنیده شوم
خلاصه اینقدر طول کشید که منصرف شدم و رفتم از کارمندی سوال کردمو به زور جوابی خلاصه و دست پا شکسته با اخم تخم دادو منم عطاشو به لقاش بخشیدمو برگشتم.
بحثم اینجای کاره، ما که زورمون به مورچه ها هم نمیرسه اما یعنی توی این شهر یکی نیست که به این مدیر غیربومی تذکر بده که اینجا یک شهر مذهبیه و باید بیشتر مراقب رفتارش باشه؟
یعنی این مسئولان اینچنینی به همین زودی فراموش کردند که لقمه لقمه نانی که برای خانوادشون میبرن از قطره قطره خون شهیدان حاصل شده!!!
یعنی ارزشهای این شهر به همین زودی در گیسوی فراموشی روزگار گم گشتند؟
یادش بخیر اون روزهایی که ارزشها ارزش داشت ......... یادش بخیر.
اونهایی که باید پیامم را می گرفتند قطعا گرفتند.
منم باید بیشتر تلاش کنم که کمتر سروکارم به این جور شعب بانکها بیفته!



طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: شعبه بانک، رئیس شعبه، شئونات اسلامی، سایت سدژ، سدژ، سایت خمینی شهر، خمینی شهر،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
دکلمه جدید رسول مختاری با نام "خاطرات کربلا" را از اینجا دانلود کنید



طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: امام حسین، سایت خمینی شهر، اخبار خمینی شهر، سایت سدژ، خمینی شهر،
ارسال توسط رسول مختاری
تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
 سلامت، سعادت، سیادت، سرور، سروری، سبزی و سر زندگی، هفت سین سفره زندگیتان باد

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

    برخیز که باد صبح نوروز ، در باغچه ای کند گل افشان ، خاموشی بلبلان مشتاق ، در موسم گل ندارد امکان

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦



ادامه اس ام اس ها
طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: اس ام اس تبریک سال نو، اس ام اس تبریک عید نوروز، پیامک تبریک عید، اس ام اس جدید، مسیج تبریک عید نوروز، تبریک سال نو، تبریک سال جدید،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1392

الهی...

عاقبت کسی که ثروت خواست طمع شد

عاقبت کسی که زیبایی خواست حسرت شد

عاقبت کسی که شهرت خواست زندان خیال شد

عاقبت کسی که همدمی جز تو خواست جدایی شد

عاقبت کسی که قدرت خواست تنهایی شد

عاقبت کسی که...

الهی عاقبت تمام خواسته های دنیای ام مرگ شد

الهی عاقبت خویشتن را به تو میسپارم عاقبت به خیرمان کن





طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: یادداشت،
ارسال توسط رسول مختاری
تاریخ : جمعه 18 مرداد 1392

خیلی جالب بود پنج شنبه  17مرداد روز خبرنگار بود ....

روز خبرنگار . آره  دیگه . اگه چنین  روزی هم هست ....

نمی دونم  تو یه  تقویم  انگار این روز برای خیلی ها خط خوردس  یا نمی خوان  این روز را ببینند...

خیلی جالب بود دیروز یک سمینار از جانب مسئولین شهری و کسایی که خبرنگاری را یک رسالت گرانبها می دانند در خمینی شهر برگزار شد و هدایای  ویژه ای به خبرنگاران شهرستان داده شد...!!!

داستان های باور نکردنی درخمینی شهر...

میخواهم با تو بگویم که  داد و بیداد می کنی و می گویی چرا از ما نمی گویی ؟

چرا خبر ما نیست؟

می خواهم از تو بگویم که هزار هزار توقع از خبرنگاران داری...

نه  این بار از خبرنگارانی میگویم که نه مثل بعضی ها برای منیت نه مثل بعضی ها برای پول.نه مثل بعضی ها برای ...

در شهر می نویسند از خبرنگارانی که خبریشان نیست اینها را گفتم که فقط یادی کرده باشم از این روز.

بی شک نقش فداکارانه خبرنگار دریک جامعه ی پویا،ماندگار است.

 




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: روز خبرنگار در خمینی شهر، سایت سدژ، اخبار خمینی شهر، خمینی شهر، خمینی شهری ها،
ارسال توسط رسول مختاری
تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1392

این روزها حامیان جناب آقای وعده چیان! از عدم انتخاب ایشان ناراحت هستند و با جوسازی سعی دارند ایشان را به عنوان یکی از کاندیدهای پست شهردار معرفی کنند . ضمن آن که ایشان را با برنامه ترین کاندیدا معرفی می کنند.

در دوران تبلیغات می خواستم در مورد برنامه های ایشان پستی بگذارم اما نمی خواستم به تخریب کاندیداها دست بزنم . خوشبختانه مردم فهیم شهرمان فرق برنامه و شعار را به خوبی فهمیدند و ایشان را انتخاب نکردند و فرق وعده و برنامه را به ایشان نشان دادند.

متنی که ایشان به عنوان برنامه منتشر کردند نشان از وعده های دست نیافتنی و رویایی ایشان داشت. شما چرا طرحی می دهی که اصلا قابلیت اجرا ندارد؟

این چه وعده گزافی است؟ آخر برادر من تقاطع غیر هم سطح را کجای چهاراه امام حسین می خواهی بزنی؟

اصلا شما که درسش را خوانده اید به من بگوید برای یک تقاطع غیرهم سطح چه روگذر و چه زیرگذر حداقل چقدر عرض خیابان لازم است؟ 

شما که وعده پل عابر پیاده می دهی ، پل عابر پیاده ابتدای مسجد ملاحیدر؟ شوخی نکنید!! اصلا پایه پل را کجا می خواهی بزنی؟ حتما وسط پیاده رو! سه راه کهندژ-شمس هم پل می خواهی بزنی؟!

راستی می دانی تونل تاسیسات شهری چقدر هزینه می خواهد ؟ به اندازه بودجه چند سال شهر؟  می دانی ما هنوز چاله چوله های شهرمان را هم نتوانسته ایم پر کنیم؟

حرف از سنگ بزرگی زدی ! آن قدر که همه فهمیدند.

راستی بر فرض که همه این ها عملی بود (که نیست) و بودجه اش هم بود (که باز هم نیست) می دانی برای این طرحها حتما باید حداقل 6 نفر دیگر هم موافق باشند؟ اگر مخالف بودند چه می کنی؟

مومن، وعده ای که قولش را می دهی باید عملی باشد وگرنه مردم این شهر همه چیز را می فهمند!




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: وعده و وعید کاندیداها، نامزدهای شورای شهر، وعده های نشدنی، سایت سدژ، خمینی شهر، سایت خمینی شهر، اخبار خمینی شهر،
ارسال توسط سلمان

این روزها شعار از در و دیوار شهرمان می بارد. دلم میسوزد لااقل یک کم فکر کن و حرف بزن.

تویی که آمدی برای این که شهر من را آباد کنی چطور اجازه میدهی با تبلیغاتت فضای شهر را اینجور زشت و خراب کنی

اگر وقت کردی سری به شهر بزن. میدونم وقت نداری میتینگ داری و جلسه

اگر سری به شهر بزنی میبینی تبلیغاتت روی تابلوهای راهنمایی رانندگی نمی گذارد قانون را ببینیم. شاید با این کارت می خواهی بگویی قانون برایم مهم نیست یا تبلیغاتت را روی دیوارهای شهر ببین با سریشون که فکر کنم این جور که تو تبلیغاتت را زدی اگر رای هم نیاوری 4 سال مردم باید عکس تو را ببینند و بگند اینجوری میخواستی فضای شهر را زیبا کنی؟

نمی دونم چه طور می خواهی شعارهایت را باور کنم قسم حضرت عباست را ببینم یا دم خروس را...یکی از برنامه هایت را این بگذار  که خرابیهای که در شهر ایجاد کردی درست کنی،،،،



ادامه متن
طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: انتخابات شورای شهر، خمینی شهر، سایت خمینی شهر،
ارسال توسط رسول مختاری
تاریخ : شنبه 30 دی 1391
هر نشریه ای که در شهرمان منتشر شود موجب خوشحالی است. با این وضع اسفناک اقتصادی دل را به دریا زدن برای انتشار نشریه کار هر کسی نیست. خیلی سخت است و مرد ره می خواهد. اگر هم بدانی که یک زن پشت ماجراست دهانت باز می ماند...
راه سختی است که در شهری که تنها دکه اش را هم می خواهند جمع کنند یا اگر هم نکنند با یک بدهی دیر و زود باید این دکه را هم تعطیل کند ، آن وقت بخواهی نشریه منتشر کنی
صمیمانه و دوستانه به این جمع دوستان تبریک می گویم و امیدوارم قلم و قدمی که در راه اعتلای فرهنگ شهر می نند و برمی دارند استوار و جاودانه باشد
جا دارد از سرکار خانم «منیر سلطانپور» به عنوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول دو هفته نامه صبح سده و نیز «شرکت فرهنگ و توسعه منظریه» و جناب آقای  «سیدمهدی ابطحی فروشانی» به عنوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه کهن دژ تشکر نموده و ورودشان به جمع نشریات شهر را تبریک عرض نمایم.



طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: صبح سده، کهندژ، دوهفته نامه صبح سده، ماهنامه کهندژ، سایت سده، سایت سدژ، خمینی شهر،
ارسال توسط سلمان
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]