هموطن گرامی، به سایت سدژ، سایت مردم شهیدپرور شهرستان خمینی شهر خوش آمدید. تمام تلاش دست اندرکاران سایت سدژ اینست که خمینی شهر را آنگونه که هست به جهانیان بشناساند، نه کمتر نه بیشتر. امیدواریم بتوانیم اخبار، اطلاعات و مطالب مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار دهیم. این سایت با آدرس سده دات آی آر قابل دسترسی می باشد: sede.ir منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده شما گرامیان هستیم. سایت سدژ، سایت هر خمینی شهری

تاریخ : دوشنبه 2 اسفند 1389
حتما یادتان هست که چند وقت قبل مطلبی درباره جنجال های اصغر فرهادی منتشر کردیم.(اینجا) در آن پست گفتیم که اثر تازه آقای فرهادی یعنی "جدایی نادر از سیمین" توقیف و رفع توقیف شد.
حالا یکی دو هفته است که در همه محافل سینمایی صحبت از این کارگردان و فیلمش است.

امسال برخی فیلم های جشنواره فیلم فجر در اصفهان هم اکران شدند. از جمله فیلم جدایی نادر از سیمین. هنگامی که برای دیدن این فیلم به سینما ساحل رفتم شدت جمعیتی که برای دیدن این فیلم در صف بودند مرا ذوق زده کرد. تابحال جز برای دیدن فیلم طنز چنین صفی را ندیده بودم و البته موفق به دیدن فیلم هم نشدم!!

این فیلم در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر در ۱۲ رشته نامزد شد و موفق به دریافت ۵ سیمرغ  شد:

بهترین کارگردانی (اصغر فرهادی) * بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) * بهترین فیلم از نگاه مردم (اصغر فرهادی) * بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری) * بهترین صدابرداری (محمود سماک باشی)

همچنین شهاب حسینی موفق به دریافت دیپلم افتخار بازیگر مکمل مرد و ساره بیات نیز موفق به دریافت دیپلم افتخار بازیگر مکمل زن شدند.

جالب بود! فرهادی توانست سه سیمرغ تصاحب کند ولی برای دریافت جوایزش در اختتامیه حضور نداشت!!!

وی به همراه برخی از عوامل فیلمش برای شرکت در شصت و یکمین جشنواره بین المللی فیلم برلین در آلمان به سر می برد. جشنواره ای که به عنوان سومین رویداد سینمایی معتبر دنیا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

خبرها باز هم حکایت از موفقیت این فیلم می داد. این بار فرهادی شکارچی موفق خرس طلایی نام گرفت.

اصغر فرهادی و خرس طلایی (برترین جایزه جشنواره فیلم برلین)



ادامه مطلب
طبقه بندی: دل نوشته،  مشاهیر خمینی شهر، 
ارسال توسط سلمان
تاریخ : جمعه 17 دی 1389
www.parssms.tk

سلام به مردم "سده" .... مردمی که ماهها را به امید باران سپری کردند..... باران نبارید ...... دی را به امید باران سپری کردیم و بارانی در کار نبود......آبان را به امید باران سپری کردیم و .... ترسمان از این است زمستان هم سپری شود در حسرت ب.ا.ر.ان بمانیم. نمیدونم چرا اما حتی دلمون واسه اسم باران یا همون بارون خودمون هم تنگ شده . شاید داریم تاوان بی دین و ایمان بودن مردمی رو پس میدیم که صدای bass آهنگ هاشون ماه محرم حتی گریبان شهر ما رو هم گرفته بود و واسه 10 روز هم که شده بود نمیتونستند حرکات موزون رو ترک کنند....  به قول شاعر سر پل خواجو .... بگذریم شاید هم قسمت اینه که قدر نعمت رو بدونیم . هر چی که هست که دلمون واسه بارون لک زده آخه زمستون و برف و بارونش نباشه که مزه نداره ، مردم از شما میخوام که شما هم از خدا بخواهید که یه باران درست و درمون لطف کنه و مهمتر از اون حساب این مردم رو از مردم ..... جدا کنه انشاا...

به امید باران نافعش




طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط ناصر پریشانی

این مطلب از  آقای مصطفی جعفری خوزانی می باشد که ضمن تشکر از این دوست عزیز، آنرا خدمت شما گرامیان تقدیم می نمایم. امیدوارم لبخند بر لبان شما نیز بنشیند!!


در پی تصمیمات اخیر استانداری اصفهان مبنی بر الحاق دو شهر خمینی شهر و اصفهان و ایجاد یک کلانشهر جدید جلسه ای تشکیل، سیمناهاری صرف و موصوبات ذیل اتخاذ شد :

 

- از آنجایی که اصفهان نیز به عنوان یک ده به سده اضافه گردید زین پس این کلانشهر چهارده نامیده می شود.



ادامه مطلب
طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند، 
دنبالک ها: سیماچه،
ارسال توسط سلمان

آیا می دانستید که بر اساس مصوبه هیئت دولت در سفر اول رئیس جمهور، قرار شده بود برای جلوگیری از ورود کامیون ها به داخل خمینی شهر و جاده دانشگاه صنعتی و کاهش حوادث مرگبار این جاده، یک جاده کمربندی به موازات این خیابان از روبروی ورودی شاهین شهر تا شهرک الکترونیک کشیده شود؟

آیا می دانستید که طبق این مصوبه، این جاده باید حدکثر تا دهه فجر سال 88 آماده می شد؟

آیا می دانستید که یک باند این جاده ساخته و آسفالت شده است؟

آیا می دانستید که باند دوم این جاده به بن بست خورده است؟

آیا می دانستید که باند دوم این جاده به پادگان شهید موذنی خورده و سپاه صاحب الزمان به هیچ وجه با مسئولان شهری کنار نیامده است؟

آیا می دانستید که زور دکتر ذاکر، استاندار اصفهان هم به این برادران نرسیده است؟

آیا می دانستید که تاکنون 18 کشته در این مسیر داده ایم که با راننده تاکسی خدابیامرز می شوند 19 کشته؟

آیا می دانستید که سپاه صاحب الزمان و پادگان شهید موذنی تاکنون هیچ سند معتبری مبنی بر مالکیت زمین های مذکور ارائه نکرده اند؟

آیا می دانستید که تاکنون 20 میلیارد برای این جاده هزینه شده است و فقط بخاطر 800 متری که با پادگان تداخل دارد کار بر روی زمین مانده است؟

آیا می دانستید که سالاری (معاون حقوقی و مسئول املاک سازمان مسکن و شهرسازی) گفته است زمین پادگان موذنی متعلق به سازمان مسکن و شهرسازی است؟

آیا می دانستید که همه می دانند خمینی شهر از کمبود زمین رنج می برد و با این وجود 220 هکتار از اراضی خمینی شهر بدون هیچگونه سندی در تصرف پادگان موذنی است؟

آیا می دانستید که بر اساس قرار داد بین سپاه و سازمان مسکن و شهر سازی در سال 78، 150 هکتار از این زمین ها باید توسط سپاه آزاد می شد و نشده است؟

آیا می دانستید که دانشگاه صنعتی هم با این همه زمینی که از خمینی شهر بلعیده است باز در اجرای این طرح ممانت می کند؟

آیا می دانستید که استاندار اصفهان به سرهنگ قادری (نماینده سپاه صاحب الزمان) گفته است «خدای ناکرده کاری نکنیم که چهره نورانی سپاه به واسطه یک کار خیلی ساده مخدوش شود و به دنبالش مسائل دیگر پیش بیاید؟»

آیا می دانند که با این کارشکنی ها به 400 هزار نفر از مردم شهید پرور خمینی شهر خیانت می کنند؟

نظر شما چیست؟

برداشت آزادی از دو هفته نامه فرصت




طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند،  مشکلات و معضلات، 
برچسب ها: جاده کمربندی خمینی شهر،
دنبالک ها: سایت تخصصی شهرستان خمینی شهر،
ارسال توسط غزل خانم
تاریخ : دوشنبه 24 آبان 1389

شاید شما هم خوب بیاد بیاورید که همین چند ماه پیش پسری در خمینی شهر به قتل رسید و...

این قتل دو هفته پیش در تهران و در میدان کاج تکرار شد.

وقتی با قاتل قتل وحشتناکی در خمینی شهر برخورد نشود و قاتل آزادانه (البته فراری) بچرخد معلوم است که پس از مدتی این قتل در اشلی وحشتناکتر در پایتخت رخ می دهد.

این دو قتل شباهت ها و تفاوتهایی با هم دارند ولی چیزی که در هر دو واضح است سستی پلیس کشور در برخورد با مجرمان می باشد.

گفتم اهمال و سستی و وظیفه نشناسی پلیس، یاد قتل سومی افتادم، قتل آن پسر در تاسوعای دو سال پیش در آدریان که در درگیری پلیس و مردم به قتل رسید؛ همان که به ضرب گلوله به قتل رسید و آخرش هم معلوم نشد قاتل که بود؟ راستی کسی از آن پرونده خبری دارد؟

برگردیم به دو قتل موضوع بحث، اولی در سده و دومی در تهران.

هر دو با سلاح سرد به وقوع پیوسته، هر دو وحشتناک است اما بعد وحشت قتل تهران بیشتر به چشم آمد چون فیلم برداری شده است.

در هر دو پلیس کوتاهی می کند. در اولی اصلا قاتل را دستگیر نکرده اند و از منبع آگاهی شنیدم که خانواده قاتل مترصد فرصتی هستند تا از خانواده مقتول رضایت بگیرند و فرزند خود را در جایی پنهان کرده تا آب ها از آسیاب بیفتد!!!

در دومی که همه فیلم را دیده اند ، پلیس ناظر جان دادن مقتول است. شاهدان عینی این تعلل و اهمال پلیس را بین 20 الی 45 دقیقه اعلام کرده اند یعنی طی این مدت پلیس و قاتل هر دو در صحنه بوده اند و قاتل فقط با یک چاقو، به پلیس مسلح اجازه نداده که مقتول(محمد رضا که زنده بوده است) را به بیمارستان ببرند تا اینکه مقتول پس از یکساعت جان می دهد و قاتل خودش تسلیم می شود.

 

تا زمانی که قوانین ناب اسلام محمدی به درستی اجرا نگردد، تا زمانی که فرهنگ ایثار و شهادت به پلیس بازنگردد و تا زمانی که مردم درخواب غفلت باشند، این واقعه ها تکرار خواهد شد.

برای مشاهده تفاوت ها و دریافت فیلم قتل دوم اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط غزل خانم
تاریخ : دوشنبه 24 خرداد 1389

خبرنگار سده: جناب مهندس پورکاظم، داستان قدیمی خیابان شهید صدوقی و 17 شهریور چه زمانی به پایان می رسد؟

سال 1388 پایانی بر داستان قدیمی صدوقی نشین ها خواهد بود

 

خیابان شهید صدوقی و خیابان 17 شهریور سرنوشت مشابهی دارند. امسال(1387) در خیابان شهید صدوقی آزادسازی های خوبی داریم  و مساعدت همشهریان خوب است. تصمیم داریم در اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت (1388)، ماشین آلات در خیابان شهید صدوقی شروع به کار کنند و جدول را تا پشت منازل کسانی که در امر آزاد سازی همکاری نمی کنند بیاوریم. البته نزدیک 70 درصد خیابان آزاد شده و مصممیم که سال آینده این پروژه را اجرا کنیم.

 

خبرنگار سده: برخی از منازل تخریب شده در خیابان شهید صدوقی تبدیل به زباله دان شده و بعضا چاههایی در آنها وجود دارد که می تواند برای مردم مشکل ساز شود. در این مورد چه اقدامی صورت خواهید داد؟

زمین منازلی که تا آذر 87 تخریب شده اند، زیرسازی و آسفالت شده است و مابقی را به خاطر اینکه سال آینده(1388) قصد داریم کار بکنیم آسفالت نکرده ایم و کار آسفالتشان را به سال آینده و پس از جدول گذاری و زیرسازی موکول کرده ایم. اگر مواردی مانند چاه و یا غیره وجود دارد، شهروندان گرامی اطلاع رسانی کنند تا با اقدام بموقع، از بروز مشکل جلوگیری کنیم.

حتماً با خواندن جملات فوق شوکه شده اید! اشتباه نکنید، تاریخ های ذکر شده کاملاً درست هستند.
اجازه بدهید از اول شروع کنیم. امروز 24/3/1389 است. سری به خیابان شهید صدوقی می زنیم. خرابه های شام، فلسطین، از جنگ برگشته و ... توصیفاتی است که مردم کوچه بازار طی چند ماه اخیر برای توصیف وضع افتضاح این خیابان به کار می برند. گذشته از اینکه تردد در بین خرابه ها و چاله ها و تپه های خاک موجود در این خیابان کاری بسیار مشکل است، گرد و خاک موجود در این خیابان مشکلات عدیده بهداشتی را برای ساکنان بدشانس این خیابان در پی داشته است.
اکنون به قسمتی از مصاحبه اختصاصی وب سایت سده با شهردار خمینی شهر که در اسفند 1387 صورت گرفت و در ابتدای همین پست بصورت رنگی آورده شده است دقت کنید. دوباره به تاریخ هایی که آقای شهردار ذکر کرده است توجه فرماید! اکنون یکسال از زمانی که آقای شهردار جهت تکمیل تعریض خیابان قول داده بود می گذرد.
داد اهالی خیابان بلند شده است. کسبه خیابان از وضع موجود ناراضی هستند و خانواده ها بیشتر.
متاسفانه از گوشه و کنار بی احترامی های اهالی شهرداری نسبت به سوالات و درخواست های بجای مردم شنیده می شود و هیچ کس پاسخگو نیست.

دو نکته بی ربط با مسائل فوق:
1- قبل از انجام هر پروژه ای باید امکانسنجی انجام گیرد مسائل مالی حل شود و بعد پروژه شروع شود؛ کسی که بودجه ندارد پروژه ای را شروع نمی کند.

2- در کشورهای پیشرفته مرسوم است که وقتی مسئولی نمی تواند به تعهدات خود عمل کند،همچون یک مرد از مردم عذرخواهی نموده و استعفا می کند تا فرد شایسته ای که خود را خادم مردم می داند و تخصص کافی دارد، مدیریت امور را به عهده بگیرد.

3- اعضای شورای شهر ما کجایند و چرا به وظائف قانونی خود عمل نمی کنند؟




طبقه بندی: دل نوشته،  مشکلات و معضلات، 
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : جمعه 14 اسفند 1388

سال های زیادی است که مردم دنیا با نعمت برق آشنا شده اند و از همان ابتدا در کشور ما هم به کار گرفته شد.چیزی که در گذشته بودن و یا نبودن آن شاید مساله مهمی به شمار نمی امد و مثلا در صورت نبودن برق مغازه ها زود تر می بستد یا از چراغ های نفتی و .. برای روشنایی استفاده می کردند.در منازل هم نهایت وسایلی که با برق کار می کرد یک لامپ،یک رایو و به ندرت یک تلویزیون بوده است.زمان گذشت و ما هم همانند سایر دنیا وابستگی خود را به برق بیشتر و بیشتر کردیم تا جایی که الان دیگر در صورت نبود برق مغازه های کمی می توانند به فعالیت خود ادامه دهند .در منازل یک شعله لامپی که در گذشته در خانه ها بوده تبدیل به ده ها لامپ در هر منزل شده است ،رادیو شاید جای خود را از دست داده باشد اما تلویزیون طرف داران بسیار بیشتری را برای خود دست و پا کرده و انواع و اقسام لوازم و تجهیزات برقی دیگر در تمام منازل جای خود را باز کرده اند که شاید مهم ترین آنها رایانه ،ماشین لباس شوی و... باشد که همگی بهتر از من می دانید.اما یک سوال :آیا الان هم در صورت نبود برق می توان به زندگی به روال عادی خود با این همه وابستگی ادامه داد؟؟؟

مساله ای که دیگر شاید برای هم شهریان عزیز چندان غریب نباشد.

قطعی برق

یک سوال می پرسم،آخرین باری که به دلیل نبود برق کار شما عقب افتاده است و یا انجام نشده را به خاطر می آورید؟

قطعا پاسخ شما مثبت است.چون قطعا زمان زیادی از فواصل قطعی برق در شهر نمی گذرد.

شاید اگر از کسی در آن سوی مرز ها بپرسید آخرین باری که قطعی برق را تجربه نمودید کی بوده است؟ مدتی را به فکر رود ،شاید هم اصلا چیزی به خاطر نیاورد.شاید هم بپرسد مگر برق هم قطع می شود؟!!!

اما اینجا مردم با این مشکل ظاهرا رفیق شده اند و اگر آنرا نبینند تعجب کنند.

هر از چند گاهی ماموران قبوض برق را درب منازل و مغازه ها تحویل می دهند ، که در آنها اولتیماوتمی برای پرداخت در نظر گرفته شده است که باید طی آن مدت پرداخت گردد والا ....

 به فرض پرداخت نکردن قبض وقطع برق شما یک کار درست، اما آیا قطع برق به دلیل نپرداختن قبض به دلیل عدم دریافت قبض هم کار درستی است؟؟؟؟

به فرض این مساله هم در نظر گرفته نشود ،در هر قبضی که ما پرداخت می کنیم مقداری را برای آبونمان ،مالیات و ... می پردازیم .دلیل پرداخت این مالیات ها چیست؟

آیا جواب آن غیر از این است که این پول ها باید صرف به سازی،نوسازی  و تجهیز شبکه توزیع برق شود؟

اگر خرج می شود چرا ما باید در هر هفته چندین بار شاهد قطعی برق از 1 دقیقه گرفته تا چندین دقیقه باشیم؟

آیا فقط مردم باید پاسخگو باشند؟آیا اداره برق هیچ مسئولیتی در قبال مردم شهید پرور خمینی شهر ندارد؟آیا از کار افتادن زندگی مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟آیا سوختن و از بین رفتن  لوازم و سرمایه مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟و هزار آیا و اگر دیگر.

من نوعی که در هر دوره قبض برقم را سر موقع پرداخت می کنم آیا نباید حقوقی در قبال اداره برق داشته باشم؟آیا این حق من نیست که در ازای پرداخت پول از شبکه توزیع پایداری برخوردار باشم؟

ناگاه به یاد جمله ای از معلم سال دوم دبیرستان خود افتادم.در ایالتی در آن دور ها شبکه ای را تاسیس کردند به عنوان شبکه جایگزین برق در مواقع قطع شبکه .اما این شبکه بدون استفاده طی مدت 42 یا 43 سالی که دقیقا یادم نیست از رده خارج می شود.بدون استفاده.!!!!!!!!

نتیجه و تصمیم گیری از مطالب فوق به عهده خواننده است.




طبقه بندی: دل نوشته،  مشکلات و معضلات، 
ارسال توسط احسان حاجی کرمی
تاریخ : چهارشنبه 14 بهمن 1388

مطلبی که اکنون می نگارم سوالی بیش نیست. نمی دانم این سوال را از چه کسی باید بپرسم. از شهردار، فرماندار یا .... اما می دانم جوابش برای من و تمامی همشهریانم حیاتی است.

امروز صبح یکی از دوستان اصفهانی ام با من تماس گرفت و گفت این چشمه لادر که اینقدر از آن تعریف می کنید که جزء مناطق نظامی است!!!

من با تعجب موضوع را انکار کردم ولی وقتی داستان را برایم تعریف کرد من را دچار ابهام نمود.

داستان از این قرار است که امروز دوستم با یک اتوبوس از دانشجویان دختر راهی چشمه لادر می شوند. در آنجا یکی از برادران سپاهی از ورود آنها به محوطه چشمه اصلی جلوگیری می کند و سپس آنها را به چشمه فرعی راهنمایی می کند و پس از آن، آنها را به کوه صفه می فرستد.

جالب اینجاست که طبق شنیده هایم این برادران، از صخره های چشمه اصلی جهت صخره نوردی استفاده می کنند و سوراخ های متعددی بر روی آن ایجاد کرده اند.

این مطلب را قبلا از چندین نفر شنیده بودم که در روزهای خاصی چنین اتفاقاتی رخ داده است ولی هرگز باور نکرده بودم.

و تنها یک سوال باقی می ماند: آیا تنها چشمه معروف خمینی شهر هم به تدریج و آرام آرام به مناطق نظامی که در این شهر کم نیستند تبدیل خواهد شد؟

در این شهر چه کسی پاسخگوی سوال منست؟




طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند،  اخبار خمینی شهر،  مشکلات و معضلات، 
ارسال توسط غزل خانم
تاریخ : پنجشنبه 3 دی 1388

داشتم از یکی از کوچه های کاه گلی و قدیمی رد می شدم که منظره یک خانه قدیمی که هنوز پا بر جا بود نظر مرا به خودش جلب کرد.
برایم جالب بود بدانم این 2سکوی دو طرف در ب خانه، به خاطر چیست؟
از پیر مردی که در آن نزدیکی مغازه داشت سوال کردم  و در جواب شنیدم که در قدیم هنگام غروب که هوا دلگیر میشد و زن و مرد هر دو از کار روزانه فارغ می شدند به بیرون خانه می آمدند و روی این سکوها نشسته تا خستگی یک روز را از تن بیرون کرده و همچنین حوصله آنها بیاید.

سکوهای خانه های قدیمی خمینی شهر

شاید از این مناظر در شهری همچون شهرستان خمینی شهر که یک شهریست با بافت قدیمی کم نباشد و شاید بارها از کنار آنها بی تفاوت رد شده ایم بی آنکه برایمان جالب باشد ولی بیایید کمی با دقت بیشتر نگاه کنیم که در گذشته پدربزگ ها و مادر بزرگ های ما در کجا ها و چگونه زندگی می کرده اند،صفا و صمیمیت و در عین حال سادگی گذشته را می توان در همین بنا ها یافت کرد، بدون اغراق باید گفت خوش به حال آنها که این قدر ساده می زیسته اند و خود را پایبند این همه تجملات نکرده بودند، زنها نیز پا به پای مردها کار می کردند تا چرخ زندگی بچرخد به قول همان پیرمرد: زن به کار و مرد به کار تا بچرخد روزگار.




طبقه بندی: دل نوشته،  جاذبه های گردشگری، 
ارسال توسط غزل خانم
تاریخ : یکشنبه 22 آذر 1388

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند،  مشکلات و معضلات، 
ارسال توسط آقای عموشاهی
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]