جمعه 12 شهریور 1389 نوشته شده توسط سلمان

امروز وقتی داشتم سایتهای خبری را بررسی می کردم در سایت خبری جهان به این خبر برخورد کردم:
قمه زنی اعضاء یک هیئت مذهبی حدس زدم که دوباره خبری در مورد خمینی شهر است و متاسفانه حدسم هم درست بود.
همیشه ی خدا وقتی در شهر ما بحث به "قمه زنی" می رسد مسئول و غیرمسئول راه چاره را فرهنگسازی و کار فرهنگی می دانند. همیشه هم نزدیک محرم که میشود کسانی که می خواهند فرهنگ سازی کنند بیشتر می شوند.
حالا که دیگه رسم قمه زنی شب قدر هم هرسال پر سر و صداتر از سال قبل برگزار می شود نمونه این صحبتها را در این ایام هم می شنویم.
نمونه آخرش را هم می توانید در آخرین شماره فرصت ببینید که در آن مسئولین از برنامه های جدید برای مقابله با قمه زنی شب قدر در شهر سخن گفته اند و تکیه کلامشان هم بر فرهنگ سازی است تا برخورد فیزیکی
اما در عمل باز هم آنچه در شهر دیدیدم برخورد فیزیکی با قمه زنان بوده است. انگار که می خواهیم خودمان را گول بزنیم و بگوییم "این بار ماجرا را جمع کنیم برای دفعه بعد کار فرهنگی می کنیم!!!"
شاید بزرگترین کار فرهنگی مان جمع کردن مسئولین هیئتها و صحبت با آنهاست ولی رو راست باشیم. این کار به تنهایی فایده ندارد. چه بسا مسئولین هیئت ها که فقط برای رفع تکلیف در این جلسات شرکت می کنند
حال این کار فرهنگی چیست که همیشه صحبتش را می کنیم و کمتر به آن عمل می کنیم، نمی دانم!!!



پنجشنبه 14 مرداد 1389 نوشته شده توسط سلمان

اول) یکی دو هفته پیش یک کاروان عروسی در میدان آیت اله صهری (کوزه) درختان جوان میدان را با مواد آتش زا به آتش کشیدند که خبر آن در نشریه فرصت نیز ذکر شد.
متاسفانه عروسی ها در شهر ما یک معضل قدیمی است. عروسی هایی که دیگر نه تا پاسی از شب که گاه تا نزدیک صبح هم ادامه دارد. تا اینجایش شاید به نظر برخی مشکل نداشته باشد ولی وقتی همراه با مزاحمت برای دیگران باشد، سراسر مشکل است. این همراهی هنگامی که همراه با بوق زدن های متمادی باشد، ایرادش بیش از آنی ست که فکر می کنیم.
اما به همین جا هم اکتفا نمی کنیم. حتما شما هم در بین اقوامتان کسانی را داشته اید که نیمه شب با صدای هراسناک ترقه از خواب پریده اند...
و حال آسیب رساندن به اموال عمومی که همه شهر از آن استفاده می کنند!! به راستی چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوم) بارها در همین وبلاگ از اقدامات شهرداری و برخی سازمان های وابسته انتقاد کرده ام. انتقادهایی که بسیاری از آنها حرف دل برخی همشهریانمان بوده است به امید آن که شاید کسی آن را بخواند و به فکر بیفتد. و البته بسیاری از انتقادات هم نانوشته مانده است و شاید هیچگاه هم فرصت طرح آن در این سایت ایجاد نشود  اما باید بگویم کار ما فقط نباید انتقاد باشد. گاهی اوقات باید از برخی اقدامات هم تشکر کرد. هر چند که آن اقدام از طرف سازمانی باشد که کمتر فردی از آنجا دل خوشی دارد.

آخر) چند روز قبل که از میدان صهری عبور می کردم بنری توجه مرا به خود جلب کرد. بنری با تصویر کاج های سوخته همین میدان که زیر آن نوشته شده بود: "این درختان در آتش جهل ما سوختند. به راستی گناهشان چیست؟"
میدان صهری (کوزه)
ناخودآگاه با این بنر خیلی حال کردم!!!! خوشحال شدم که روابط عمومی شهری که در آن زندگی می کنم تا این حد اکتیو شده است. جا دارد با همه انتقاداتم نسبت به شهرداری از این اقدام آنها تشکر کنم و به خاطر این فعال بودن به آنها تبریک بگویم. و البته امیدوارم هیچ جای شهر دیگر نیازی به این گونه بنرها نداشته باشد...


یکشنبه 20 تیر 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

در حالی که عدالت و مهرورزی از اصلی ترین شعارهای دولت احمدی نژاد می باشد و انتظار می رود مسئولین رده پایین نظام حتی به صورت نمادین و ریاکارانه هم که شده است خود را به این اصول پایبند نشان دهند، متاسفانه این کار را نیز انجام نمی دهند.

اگر در اوائل دولت نهم ، عده ای از مسئولین به جهت ترس از جابجایی های مدیریتی، موقتاً رفتارهای ملایم تری را نسبت به مردم در پیش می گرفتند اکنون پس از گذشت پنج سال برخی از خدمتگزاران مردم، دیگر کمترین ترسی از قانون و مجری آن نداشته و گستاخانه بر مردم می تازند.

حتماً نمونه هایی از این مدیران را روزانه در بانک ها، ادارات و سازمانها مشاهده کرده اید و نیازی به نام بردن ایشان نیست، ولی در این پست قصد داریم فقط رفتار یکی از این مدیران را رصد کنیم.



همشهری عزیز سده ای لطفاً ادامه مطلب را از اینجا بخوانید
پنجشنبه 17 تیر 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

آنچه در این پست می نگارم نه مشکل مردم خمینی شهر بلکه مشکلی است که تمام مردم ایران با آن روبرو هستند. بحث داغی که این روزها بین مردم جریان دارد، موضوع یارانه ها و آثار و تبعات آن می باشد.  فعلاً قصد ندارم در مورد اصل موضوع مطلبی را مطرح کنم بلکه در مورد چگونگی اجرای آخرین مرحله آن چند نکته بیان می نمایم.
البته شاید شما جزء آن دسته از افرادی هستید که نیازی به حق و سهم خود از پول نفت ندارید و دولت محترم
عاجزانه و ملتمسانه خواسته که از حق طبیعی خود چشم پوشی کنید! و شماره حساب خود را وارد نکنید. اگر جزء این دسته از افراد هستید ادامه پست را نخوانید چون عادلانه نیست هم یارانه نگیرید و هم سردرد بگیرید!
خلاصه اینکه وقتی به سایت
www.refahi.ir مراجعه می نمائید به مجموعه ای از مشکلات برخورد خواهید کرد. در کنار این مشکلات مجموعه ای از راهنمایی ها ارائه شده است که دست کمی از مشکلات ندارد و شما را گمراه تر خواهد ساخت.
شاید تصمیم بگیرید که پرسش خود را برای ایشان ارسال کنید تا پاسخی به دستتان برسد البته این کار نیز بی فایده خواهد بود چرا که این سوالات اساساً بی پاسخ می ماند.
اکنون برای اثبات گفته های خود خواهشمندم به تصاویر زیر دقت کنید:

 تصویر 15 تیر

 از این 15 تا اون 17 فرجه

 تصویر 17 تیر

تصویر اول متعلق به راهنمایی های 15 تیرماه 89 و تصویر دوم متعلق به راهنمایی های 17 تیرماه 89 می باشد. تصویر دوم به روز (آپدیت) شده تصویر اول می باشد.
با مقایسه این دو تصویر می توانید به مجموعه ای از تناقضات در گفتار آقایان پی برده و کمی عقل را از سستی گفتارشان درک کنید.
به قول معروف مشکل ما این است که افراد خرد را به کارهای بزرگ نهاده ایم و افراد بزرگ را به کارهای خرد!

 

یک فرصت طلایی: کسی که بتواند منظور آقایان را از این دو مطلب درک نموده، تناقضاتش را رفع و برای ما ارسال کند، به پاس نبوغ فکریش، عضویت افتخاری سایت سده را تقدیمش خواهیم نمود.



شنبه 5 تیر 1389 نوشته شده توسط سلمان

سلام
عیب به خودمان برمی گردد. تازگی ها خیلی تنبل شده ایم. انگار نه انگار که شرایط نوشتن در این سایت چه بود؟؟!! حداقل ها را دیگر خودمان هم رعایت نمی کنیم!

اما موردی که می خواستم به آن اشاره کنم گرانی مجدد قیمت بلیط اتوبوس در شهرمان است. در حالی که تنها حدود یکسال از افزایش قیمت بلیط اتوبوس از 30 تومان به 50 تومان می گذرد در هفته گذشته این قیمت به 60 تومان رسید.
1) مگر قرار است بلیط اتوبوس هر سال گران شود. آن هم در مدت حدود یکسال قیمت آن 2 برابر شود.
2) قیمت قبلی لااقل این حسن را داشت که رند بود. بااین قیمت جدید اگر مثلا بخواهی یکی دو تا بلیط بخری حتما باید پول خرد داشته باشیم.
3) اکثر مسافران اتوبوس افرادی هستند که توان مالی کمتری دارند مگرنه، خیلی ها دوست دارند با ماشین شخصی بروند. این افزایش قیمت فقط فشار مضاعفی به قشر پایین تر جامعه است.
اگر قرار است یارانه ها هدفمند شود فکر کنم تخصیص آن به اتوبوسرانی که این قشر از آن استفاده می کنند معقولانه تر باشد.
4) این افزایش 20 درصدی قیمت بلیط آیا موجب همین قدر افزایش در حقوق رانندگان زحمت کش اتوبوسرانی هم می شود؟؟
5) اتوبوسرانی مدعی است شهروندان تنها یک سوم قیمت بلیط را می پردازند. اگر چنین چیزی را بپذیریم بدان معناست که هزینه واقعی سفر به اصفهان با اتوبوس 360 تومان است. شما چنین حرفی را می پذیرد؟؟!! 


دوشنبه 24 خرداد 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خبرنگار سده: جناب مهندس پورکاظم، داستان قدیمی خیابان شهید صدوقی و 17 شهریور چه زمانی به پایان می رسد؟

سال 1388 پایانی بر داستان قدیمی صدوقی نشین ها خواهد بود

 

خیابان شهید صدوقی و خیابان 17 شهریور سرنوشت مشابهی دارند. امسال(1387) در خیابان شهید صدوقی آزادسازی های خوبی داریم  و مساعدت همشهریان خوب است. تصمیم داریم در اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت (1388)، ماشین آلات در خیابان شهید صدوقی شروع به کار کنند و جدول را تا پشت منازل کسانی که در امر آزاد سازی همکاری نمی کنند بیاوریم. البته نزدیک 70 درصد خیابان آزاد شده و مصممیم که سال آینده این پروژه را اجرا کنیم.

 

خبرنگار سده: برخی از منازل تخریب شده در خیابان شهید صدوقی تبدیل به زباله دان شده و بعضا چاههایی در آنها وجود دارد که می تواند برای مردم مشکل ساز شود. در این مورد چه اقدامی صورت خواهید داد؟

زمین منازلی که تا آذر 87 تخریب شده اند، زیرسازی و آسفالت شده است و مابقی را به خاطر اینکه سال آینده(1388) قصد داریم کار بکنیم آسفالت نکرده ایم و کار آسفالتشان را به سال آینده و پس از جدول گذاری و زیرسازی موکول کرده ایم. اگر مواردی مانند چاه و یا غیره وجود دارد، شهروندان گرامی اطلاع رسانی کنند تا با اقدام بموقع، از بروز مشکل جلوگیری کنیم.

حتماً با خواندن جملات فوق شوکه شده اید! اشتباه نکنید، تاریخ های ذکر شده کاملاً درست هستند.
اجازه بدهید از اول شروع کنیم. امروز 24/3/1389 است. سری به خیابان شهید صدوقی می زنیم. خرابه های شام، فلسطین، از جنگ برگشته و ... توصیفاتی است که مردم کوچه بازار طی چند ماه اخیر برای توصیف وضع افتضاح این خیابان به کار می برند. گذشته از اینکه تردد در بین خرابه ها و چاله ها و تپه های خاک موجود در این خیابان کاری بسیار مشکل است، گرد و خاک موجود در این خیابان مشکلات عدیده بهداشتی را برای ساکنان بدشانس این خیابان در پی داشته است.
اکنون به قسمتی از مصاحبه اختصاصی وب سایت سده با شهردار خمینی شهر که در اسفند 1387 صورت گرفت و در ابتدای همین پست بصورت رنگی آورده شده است دقت کنید. دوباره به تاریخ هایی که آقای شهردار ذکر کرده است توجه فرماید! اکنون یکسال از زمانی که آقای شهردار جهت تکمیل تعریض خیابان قول داده بود می گذرد.
داد اهالی خیابان بلند شده است. کسبه خیابان از وضع موجود ناراضی هستند و خانواده ها بیشتر.
متاسفانه از گوشه و کنار بی احترامی های اهالی شهرداری نسبت به سوالات و درخواست های بجای مردم شنیده می شود و هیچ کس پاسخگو نیست.

دو نکته بی ربط با مسائل فوق:
1- قبل از انجام هر پروژه ای باید امکانسنجی انجام گیرد مسائل مالی حل شود و بعد پروژه شروع شود؛ کسی که بودجه ندارد پروژه ای را شروع نمی کند.

2- در کشورهای پیشرفته مرسوم است که وقتی مسئولی نمی تواند به تعهدات خود عمل کند،همچون یک مرد از مردم عذرخواهی نموده و استعفا می کند تا فرد شایسته ای که خود را خادم مردم می داند و تخصص کافی دارد، مدیریت امور را به عهده بگیرد.

3- اعضای شورای شهر ما کجایند و چرا به وظائف قانونی خود عمل نمی کنند؟



جمعه 21 اسفند 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

با سلام و عرض تبریک خدمت همه همشهریان عزیز به مناسبت نزدیک شدن به ایام عید نوروز
 امروز می خواهم به مشکلی از مشکلات تمام نشدنی خیابان شهید صدوقی بپردازم.از یکی دو هفته پیش درختان این خیابان توسط شهرداری شروع به قطع کردن شد و تا الان حدود 70 درصد آن به اتمام رسیده است.در روز درختکاری نیز  پارچه ای با نام روز درختکاری در خیابان نصب شده بود و در کنار آن کارگران مشغول قطع درختان بودند.اما سوال اینجاست که با وجود اینکه هنوز همه ساختمان های این خیابان تخریب نشده است آیا قطع درختان کار لازم و درستی است یا خیر؟ اثر این کار در امروز نمایان نخواهد شد بلکه تابستان آشکار می شود که گرمای هوا در این خیابان       طاقت فر سا خواهد بود.
در پست های بعدی تصاویری از این خیابان را در اختیار شما قرار خواهیم داد.        ان شاالله

جمعه 14 اسفند 1388 نوشته شده توسط احسان

سال های زیادی است که مردم دنیا با نعمت برق آشنا شده اند و از همان ابتدا در کشور ما هم به کار گرفته شد.چیزی که در گذشته بودن و یا نبودن آن شاید مساله مهمی به شمار نمی امد و مثلا در صورت نبودن برق مغازه ها زود تر می بستد یا از چراغ های نفتی و .. برای روشنایی استفاده می کردند.در منازل هم نهایت وسایلی که با برق کار می کرد یک لامپ،یک رایو و به ندرت یک تلویزیون بوده است.زمان گذشت و ما هم همانند سایر دنیا وابستگی خود را به برق بیشتر و بیشتر کردیم تا جایی که الان دیگر در صورت نبود برق مغازه های کمی می توانند به فعالیت خود ادامه دهند .در منازل یک شعله لامپی که در گذشته در خانه ها بوده تبدیل به ده ها لامپ در هر منزل شده است ،رادیو شاید جای خود را از دست داده باشد اما تلویزیون طرف داران بسیار بیشتری را برای خود دست و پا کرده و انواع و اقسام لوازم و تجهیزات برقی دیگر در تمام منازل جای خود را باز کرده اند که شاید مهم ترین آنها رایانه ،ماشین لباس شوی و... باشد که همگی بهتر از من می دانید.اما یک سوال :آیا الان هم در صورت نبود برق می توان به زندگی به روال عادی خود با این همه وابستگی ادامه داد؟؟؟

مساله ای که دیگر شاید برای هم شهریان عزیز چندان غریب نباشد.

قطعی برق

یک سوال می پرسم،آخرین باری که به دلیل نبود برق کار شما عقب افتاده است و یا انجام نشده را به خاطر می آورید؟

قطعا پاسخ شما مثبت است.چون قطعا زمان زیادی از فواصل قطعی برق در شهر نمی گذرد.

شاید اگر از کسی در آن سوی مرز ها بپرسید آخرین باری که قطعی برق را تجربه نمودید کی بوده است؟ مدتی را به فکر رود ،شاید هم اصلا چیزی به خاطر نیاورد.شاید هم بپرسد مگر برق هم قطع می شود؟!!!

اما اینجا مردم با این مشکل ظاهرا رفیق شده اند و اگر آنرا نبینند تعجب کنند.

هر از چند گاهی ماموران قبوض برق را درب منازل و مغازه ها تحویل می دهند ، که در آنها اولتیماوتمی برای پرداخت در نظر گرفته شده است که باید طی آن مدت پرداخت گردد والا ....

 به فرض پرداخت نکردن قبض وقطع برق شما یک کار درست، اما آیا قطع برق به دلیل نپرداختن قبض به دلیل عدم دریافت قبض هم کار درستی است؟؟؟؟

به فرض این مساله هم در نظر گرفته نشود ،در هر قبضی که ما پرداخت می کنیم مقداری را برای آبونمان ،مالیات و ... می پردازیم .دلیل پرداخت این مالیات ها چیست؟

آیا جواب آن غیر از این است که این پول ها باید صرف به سازی،نوسازی  و تجهیز شبکه توزیع برق شود؟

اگر خرج می شود چرا ما باید در هر هفته چندین بار شاهد قطعی برق از 1 دقیقه گرفته تا چندین دقیقه باشیم؟

آیا فقط مردم باید پاسخگو باشند؟آیا اداره برق هیچ مسئولیتی در قبال مردم شهید پرور خمینی شهر ندارد؟آیا از کار افتادن زندگی مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟آیا سوختن و از بین رفتن  لوازم و سرمایه مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟و هزار آیا و اگر دیگر.

من نوعی که در هر دوره قبض برقم را سر موقع پرداخت می کنم آیا نباید حقوقی در قبال اداره برق داشته باشم؟آیا این حق من نیست که در ازای پرداخت پول از شبکه توزیع پایداری برخوردار باشم؟

ناگاه به یاد جمله ای از معلم سال دوم دبیرستان خود افتادم.در ایالتی در آن دور ها شبکه ای را تاسیس کردند به عنوان شبکه جایگزین برق در مواقع قطع شبکه .اما این شبکه بدون استفاده طی مدت 42 یا 43 سالی که دقیقا یادم نیست از رده خارج می شود.بدون استفاده.!!!!!!!!

نتیجه و تصمیم گیری از مطالب فوق به عهده خواننده است.



چهارشنبه 14 بهمن 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

مطلبی که اکنون می نگارم سوالی بیش نیست. نمی دانم این سوال را از چه کسی باید بپرسم. از شهردار، فرماندار یا .... اما می دانم جوابش برای من و تمامی همشهریانم حیاتی است.

امروز صبح یکی از دوستان اصفهانی ام با من تماس گرفت و گفت این چشمه لادر که اینقدر از آن تعریف می کنید که جزء مناطق نظامی است!!!

من با تعجب موضوع را انکار کردم ولی وقتی داستان را برایم تعریف کرد من را دچار ابهام نمود.

داستان از این قرار است که امروز دوستم با یک اتوبوس از دانشجویان دختر راهی چشمه لادر می شوند. در آنجا یکی از برادران سپاهی از ورود آنها به محوطه چشمه اصلی جلوگیری می کند و سپس آنها را به چشمه فرعی راهنمایی می کند و پس از آن، آنها را به کوه صفه می فرستد.

جالب اینجاست که طبق شنیده هایم این برادران، از صخره های چشمه اصلی جهت صخره نوردی استفاده می کنند و سوراخ های متعددی بر روی آن ایجاد کرده اند.

این مطلب را قبلا از چندین نفر شنیده بودم که در روزهای خاصی چنین اتفاقاتی رخ داده است ولی هرگز باور نکرده بودم.

و تنها یک سوال باقی می ماند: آیا تنها چشمه معروف خمینی شهر هم به تدریج و آرام آرام به مناطق نظامی که در این شهر کم نیستند تبدیل خواهد شد؟

در این شهر چه کسی پاسخگوی سوال منست؟



دوشنبه 23 آذر 1388 نوشته شده توسط سلمان

ابتدا از این كه مدتی در خدمت شما نبودم عذرخواهی می كنم و امیدوارم بیشتر بتوانم در این وبلاگ جمعی فعالیت نمایم

 

چند روزی بیشتر به آغاز محرم نمانده است. شهر حالت غریبی دارد. انگار دوباره شهرمان آبستن حوادث خواهد شد.

مسئولینی كه فریاد "فرهنگ سازی"شان به آسمان است در این یك سال كار فرهنگی نكرده اند. كار فرهنگی فقط توجیه نیست. كار فرهنگی تهدید نیست. كار فرهنگی فقط تعهد گرفتن نیست. نمی دانیم چه می خواهیم و فقط سخن می گوییم

ذهن ها دیگر فقط به صبح عاشورا منعطف نیست . حالا دیگر همه می خواهند بدانند روز هفتم محرم در آدریان چه خواهد شد و این فقط از نتایج بی تدبیری است...

مسئولین امسال چه می خواهند بكنند؟ آیا باز هم برخورد همراه با خشونت گزینه اول است یا خیر؟ آیا روش آزمایش شده باز هم قرار است آزمایش شود؟؟!!

فقط هر كاری می كنیم یادمان باشد حمید رضایی دیگری تكرار نشود......



یکشنبه 22 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
چهارشنبه 11 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.      



شنبه 30 آبان 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

هنوز کم نیستند کسانی که آن را چهار راه غریب خان می نامند. بعدها فلکه شهرداری و سپس به نام مبارک امام حسین (ع) مزین و میدان امام حسین نامیده شد.

اکنون اما نه چیزی از میدانش باقی مانده و نه چیزی از نام مبارک امام حسین (ع) که زمانی در وسط میدان تعبیه شده بود. میدانی که حتی در شلوغ ترین ساعات و شلوغ ترین روزها (دوشنبه ها) ترافیک نسبتا روانی را شاهد بود اکنون به چهار راه غریبه ای تبدیل گشته که در ساعات پر رفت و آمد، ترافیک سنگینی را ایجاد می کند و احتمال بروز تصادفات را به شدت افزایش می دهد.

از طرفی اگر به وضعیت خیابان شهید صدوقی (یا همان شهرداری سابق) نظری بیفکنیم ویرانه ای را می بینیم که بیشتر به ویرانه های جنگ تحمیلی در شهرهای آبادان و خرمشهر شباهت دارد.

در اینجا قصد متهم کردن شخص، نهاد یا سازمان خاصی را نداریم اما شنیده ها حاکی از آن است که دلیل اصلی بوجود آوردن چنین شرایط سختی برای مردم این خیابان به ستوه آوردن ایشان جهت توافق با شهرداری بر سر خانه و مغازه ها جهت تعریض خیابان شهرداری می باشد.

هرچند موافق اصلی توافق شهروندان با شهرداری جهت تعریض این خیابان هستیم اما متوسل شدن به هر روش ممکن جهت اجبار مردم به این امر را عقلا و شرعا نادرست می دانیم.

همگان می دانیم که درون خانه های تخریب شده این خیابان چاه های پرنشده ای وجود دارد که جان کودکان و حتی بزرگسالانی که از این مناطق عبور می کنند را تهدید می کند.

پیاده روهای این خیابان اصلا وضعیت خوبی ندارند و در فصل بارش برف و باران می توانند سلامتی کودکان دبستانی مردم را به خطر بیندازند.

گرد و خاک ناشی از خانه های تخریب شده سایرین را دچار مشکل کرده است. اغلب مردم بلاتکلیف هستند و بین دوراهی ماندن و زجر کشیدن و رفتن و گذشتن از حق و حقوق خود درمانده اند.

متاسفانه اخباری که به گوش می رسد حاکی است مسئولین شهرداری خمینی شهر بیان کرده اند که نسبت به همه این مشکلات واقفند و این مشکلات را برای کوچ دادن مردم از این خیابان ضروری می دانند.

این حق را برای مسئولین محترم شهرداری محفوظ می دانیم که نظرات خود را در مورد این مسائل به طور شفاف از طریق همین رسانه به اطلاع مردم برسانند و از خود دفاع نمایند و یا باسکوت خود این مسائل تلخ را تائید کنند تا مردم چهره حقیقی مسئولین خود را بهتر درک کنند.

به هرحال؛ اکنون، مردم خیابان شهید صدوقی از چهارراه غریب خان نیز غریب ترند.  



جمعه 27 شهریور 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

این پست را به طرح دو سوال از شهرداری محترم خمینی شهر اختصاص می دهم.
سوال اول:

چرا محل جمع آوری زباله ها در شهر و در نزدیکی مناطق مسکونی قرار دارد؟

شاید حدود 10 سال پیش این مکان که هم اکنون در نزدیکی پمپ گاز است مکان مناسبی برای جمع آوری وسوزاندن زباله ها بود ولی با سرعت روز افزون ساخت منازل هم اکنون مکان مناسی به حساب نمی آید علی الخصوص که چندین دستگاه آپارتمان چندین طبقه در همان نزدیکی در حال ساخت می باشد و در آینده ای نه چندان دور به صاحبان آنها تحویل داده می شود.
علاوه بر این از فاصله خیلی دور هم بوی زباله ها باعث اذیت افراد وعابران می شود.
آیا شهرداری محترم خمینی شهر فکری برای رفع این مشکل کرده است؟
آیا دود های این زباله ها که به خانه ها می رود باعث ایجاد بیماری نمی گردد؟

واما سوال دوم:

شما طرحی به نام بازیافت زباله ها معرفی نمودید و بروشورهای آن را در اختیار مردم قراردادید تقریبا  بیشتر مردم آگاهی لازم را به دست آورده اند.

آیا فرصت آن نرسیده که این فرهنگ سازی تکمیل گردد و مرحله دوم این طرح آغاز گردد؟
شهرداری قول داده بود که سطل های رنگی مخصوصی را دراختیار عموم قرار دهد ولی به نظر می رسد که این طرح یا متوقف شده یا با سرعت کندی پیش می رود.
این طور که ما مطلع شدیم چند ماه قبل این سطلها به تعداد کمی از همشهریان تحویل داده شده است  ولی بهتر است این کار به طور گسترده و در بازه زمانی مشخصی انجام گیرد.



جمعه 27 شهریور 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

شبکه اصفهان که چندی است ظاهرا با مردم خمینی شهر آشتی نموده است، سعی می کند اخبار این شهرستان را در حد توان خود منعکس نماید. این شبکه پیش از این تنها به انتشار اخبار جرائم و اتفاقات و حوادث شهرستان خمینی شهر اکتفا می نمود. 
این شبکه استانی مدتی است که در بخش هواشناسی و پیش بینی وضعیت آب و هوا، از خمینی شهر نیز به طور مجزا نام می برد. اما در ماه مبارک رمضان امسال برخلاف سالهای گذشته، افق خمینی شهر را با یک دقیقه تفاوت نسبت به شهر اصفهان اعلام می کند.
لازم به ذکرست که همه ساله خمینی شهر و اصفهان هم افق اعلام می شدند.
اما شبکه اصفهان اشتباه بزرگش را وقتی مرتکب شد که در خبری از خمینی شهر، محله بزرگ ورنوسفادران را "روستا" خطاب کرد.
این شبکه در اخبار خود که همراه با تصویر افطاری افراد ناشنوا همراه بود، چنین زیر نویس کرد:

 مراسم افطاری افراد ناشنوا در روستای ورنوسفادران خمینی شهر

به نظر من این مساله علاوه بر شرم آور بودن، ضعف اطلاعاتی این شبکه استانی را می رساند.
البته این اشتباهات فاحش مختص اخبار خمینی شهر نیست چراکه اشتباهات متعددی در این اخبار رخ می دهد و هرگز عذرخواهی نمی کنند.
از جمله ی آخرین اشتباهاتش برنده اعلام کردن تیم فولاد ماهان سپاهان در مقابل تیم قزاقستانی است در حالی که ماهان 4 بر 2 از این تیم شکست خورده بود. 



» چهار هزار تن گلابی از باغهای خمینی شهر برداشت شد
» کار فرهنگی یعنی چه؟؟
» نتیجه نظر سنجی شماره 3
» رشته‌های سرد اشك، كاسه‌های گرم شیر
» دردسری به نام سربازی
» درختان سوخته...
» عدالت و مهرورزی از نوع دولت دهم
» اول اندیشه وانگهی گفتار
» بلیط اتوبوس باز هم گران شد....
» راه بی پایان
» آیت الله اشرفی اصفهانی قدس سره
» مشکلات خیابان شهید صدوقی تا کی؟
» اندر حکایات برق
» استقبال از نوروز
» حضور موثر امدادگران خمینی شهر در میدان امام اصفهان
» طرح های عمرانی به مناسبت دهه فجر
» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
1 2 3
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<